صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
جمعه  ٢٣/٠٩/١٣٩٧




تصاویر برگزیده

حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم تشییع پیکر آيت الله سید جعفر خوانساری- قم - 1397



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم بزرگداشت آیت الله سیدجعفر خوانساری(ره) - قم -1397



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در تجلیل از حضرت آیت الله نورمفیدی به عنوان چهره برتر در عرصه تبلیغ و ارتباطات در سی و هفتمین سالگرد رحلت علامه طباطبایی ١٣٩٧



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در نشست طلاب ممتاز استان گلستان مقیم قم



استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع طلاب ممتاز استان گلستان



کرسی درس خارج اصول فقه استاد سید مجتبی نور مفیدی در مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی



استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع شاگردان (مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی)



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


اخبار


26/08/1397 
تذکر اخلاقي استاد سيد مجتبي نورمفيدي در درس خارج فقه

شرحي بر رساله حقوق امام سجاد(ع)

شرحي بر رساله حقوق امام سجاد(ع)

همان طور که مي‎دانيد، اين رساله به عنوان رساله حقوق شناخته شده است. در اين رساله حدود 50 يا 51 حق برشمرده شده است. ما نمي‎خواهيم تفصيلاً به مقدمات اين بحث بپردازيم؛ اما اجمالاً دو مطلب را قبل از ورود به شرح کلمات امام سجاد(ع) بايد توضيح دهيم. يکی اينکه معنای حق چيست؟ دوم اينکه منشأ حق چيست؟ امام سجاد(ع) در اينجا کلمه حق را بيش از 50 بار تکرار کرده‎اند؛ حق الله علی الناس، حق الناس عليهم، حق الناس علی نفسه. سه قسم از حقوق در اينجا مطرح شده است: حق خدا بر بندگان، حق انسان‎ها بر يکديگر، حق انسان بر خودش. 
معنای لغوی حق
حق به چه معناست؟ مي‎خواهيم ببينيم در اينجا چه معنايی از حق مورد نظر است؟ در لغت شايد حدود بيست معنا برای حق ذکر شده است. مهم است که در مورد يک کلمه چنين گستردگی معنايی داشته باشد. از صدق، عدالت، ثبوت و يقين گرفته تا مرگ، دورانديشي، مطابقت با حق و واقع. اما در بين همه معانی که برای حق گفته‎اند، شايد سه معنا شهرت بيشتری دارد و بيشتر استفاده شده است؛ يعنی اگر بخواهيم معانی حق را احصا کنيم و کاربرد واژه حق را در معانی مختلف بشماريم، گزافه نيست که بگوييم حق در اين سه معنا، بيش از ساير معانی استعمال شده است. يکی ثبوت، که اگر معنای وصفی آن را درنظر بگيريم، به معنای ثابت است. الحق أی الثابت. ديگری سلطنت، سيطره و سومی هم مطابقت با واقع؛ وقتی مي‎گوييم يک چيزی حق است، يعنی مطابق با واقع است. اين سه معنا از ساير معانی در لغت بيشتر استعمال شده است.
معنای اصطلاحی حق
اما معنای اصطلاحی واژه حق از الفاظی است که در علوم مختلف، معانی مختلفی پيدا کرده است. حق در فلسفه و عرفان به يک معنا در فقه و کلام به يک معنا؛ در حوزه علوم سياسی به يک معنا؛ در وادی حقوق يک معنا دارد. من يک گزارش اجمالی از معنای اصطلاحی حق ذکر مي‎کنم.
الف) معنای حق در فلسفه
در فلسفه و حکمت، چندين معنا برای حق ذکر شده است؛ شايد هفت يا هشت معنا برای حق آمده است. اما مرحوم صدرالمتألهين در اسفار، چهار معنا برای حق ذکر کرده‎اند؛ عبارت ايشان چنين است: «وَ أما الحق فقد يعنی به الوجود فی الأعيان مطلقاً، فحقيه کلِّ شيء نحو وجوده العيني، و قد يعنی به الوجود الدائم، و قد يعنی به الواجب لذاته، و قديفهم عنه حال القول و العقد من حيث مطابقتهما لما هو واقع فی الأعيان، فيقال: هذا قول حقّ، و هذا اعتقاد حقّ».  ايشان مي‎گويد حق چهار معنا دارد؛
1. وجودِ به معنای هستی است. يعنی به طور کلی هستی در عالم اعيان را، حق مي‎گويند. حق آن چيزی است که وجود دارد و تعيّن پيدا مي‎کند؛ لذا مي‎فرمايد: «فحقيه کلِّ شيء نحو وجوده العيني». همه موجودات اين عالم حق‎اند به اين معنا که وجود عينی دارند.
2. وجود دائم و هميشگی و مستمر است.
3. واجب الوجود؛ حق يعنی خدا. خدا فقط حق است و غير او حق نيست.
4. مطابقت با آنچه که واقع در اعيان است. لذا مي‎گوييم قول حق يا اعتقاد حق، يعنی قولی که با واقعيت در اعيان، مطابقت دارد؛ اعتقادی که با واقعيت در اعيان، مطابقت دارد.
به غير از اين چهار معنا که در فلسفه و در بين فيلسوفان مسلمان مطرح است، معانی ديگری هم گفته شده  است؛ از جمله اينکه حق آن چيزی است که هر چيزی شايستگی رسيدن به آن را دارد. يا چيزی که يک غايت عقلی داشته باشد. حدوداً هفت يا هشت معنا در دايره علوم عقلی و فلسفه برای حق گفته‎اند.
معنای حق در فقه
در دايره فقه، چند معنا برای حق ذکر کرده‎اند؛
1. سلطنت فعليه (که در مکاسب حتماً خوانده‎ايد و مرحوم شيخ به آن اشاره کرده‎اند؛ آنجا که بحث حق و حکم را مطرح مي‎کنند).
2. ملکيت ولی يک مرتبه ضعيف از آن. بعضي‎ها مي‎گويند حق يک سلطنت است؛ برخی مي‎گويند حق يک مرتبه ضعيف از ملک است، مثل مرحوم سيد که در حاشيه مکاسب چنين عقيده‎ای دارد که حق يک مرتبه ضعيفی از ملک است.
3. برخی معتقدند حق، خودِ سلطنت و ملک نيست بلکه از آثار و لوازم سلطنت است. البته خود سلطنت از آثار و لوازم ملک است. حق نيز از آثار و لوازم سلطنت است؛ لذا مع الواسطه از آثار و لوازم ملک محسوب مي‎شود. در حقيقت کأنّ حق را يک اعتباری مي‎دانند که دارای آثار مخصوصی است. اين در مورد حق خيار و حق شفعه ذکر مي‎شود. به هر حال اگر بخواهيم عصاره نظر فقها و معنای اصطلاحی حق را در دايره فقه بدانيم، بيشتر بايد همين چند معنا را ذکر کنيم؛ يا يک نحو از سلطنت يا يک مرتبه ضعيفه‎ای از ملک.
معنای فقه در حقوق
در حقوق نيز حق را به چندين معنا ذکر کرده‎اند؛
1. شايد در بين معاني‎ای که علمای علم حقوق مخصوصاً در دوران اخير گفته‎اند، اين معنا شايع تر است که حق عبارت است از يک اقتداری که قانون به اشخاص مي‎دهد تا بتوانند کاری را انجام دهند.
2. يا مثلاً يک امر اعتباری که دارای پشتوانه قانونی است.
3. يا مثلاً گفته‎اند حق يک نفعی است که از سوی قانون به حمايت از اشخاص مي‎پردازد.
علی أی حال اين تعاريف مورد بحث و بررسی و اشکال هم قرار گرفته؛ اما اجمالاً مي‎توان گفت حق برای انسان در علم حقوق، چيزی است که يک نوع اقتدار و آزادی عمل به شخص مي‎بخشد؛ يا به تعبير ديگر يک امتياز و نفع متعلق به اشخاص است؛ وقتی مي‎گوييم اين شخص حق دارد، يعنی يک امتياز است و يک نفعی دارد که متعلق به اوست. اين امتياز و نفعی که وجود دارد، مانع از آن است که ديگران دسترسی به آن پيدا کنند. 
به هر حال يک مفهوم اعتباری است که يک امتياز و اقتدار و منفعتی را برای صاحب خود ايجاد مي‎کند، به پشتوانه قانون؛ چه قانون شرع و چه قانون بشري. در علم سياست نيز حق به چند معنا وارد شده؛ در علم اخلاق هم چند معنا برای آن ذکر شده است. قرآن و روايات هم معانی مختلفی را برای حق ذکر کرده‎اند. 





حدیث هفته

پيامبر خدا (صلّى الله عليه و آله) 

مَن رَدَّ عَن عِرْضِ أخِیهِ المُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ اَلْبَتَّةَ.   

هرکس آبروی برادر مسلمانش را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.  

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 14



دروس خارج98-97
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 8   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (ترتب)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



سایر دروس98-97
قواعد فقهیه (تقیه)

روزهای سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 25)

روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار







مقدمه ای بر ضوابط الرضاع






شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



کتاب حکم



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام