صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
شنبه  ٢٦/٠٨/١٣٩٧




تصاویر برگزیده

استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع طلاب ممتاز استان گلستان



کرسی درس خارج اصول فقه استاد سید مجتبی نور مفیدی در مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی



استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع شاگردان (مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی)



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


اخبار


07/07/1397 
تذکر اخلاقي استاد سيد مجتبي نور مفيدي در درس خارج اصول:

برتري عالم عامل بر عابد

برتري عالم عامل بر عابد

  برتری عالم عامل بر عابد
در جلسه قبل مطالبی درباره وجه اهميت علم و برتری عالم و فقيه نسبت به عابد بيان شد. رسول خدا (ص) در روايتی می فرمايند:    «فَقِيهٌ‏ وَاحِدٌ أَشَدُّ عَلَى‏ الشَّيْطَانِ‏ مِنْ‏ أَلْفِ‏ عَابِد» ؛ وجود يک فقيه بر شيطان، شديدتر و سخت تر و مشقت بارتر است از وجود بيش از هزار عابد. اگر هزار عابد کار شيطان را سخت می کنند يک فقيه از هزار عابد بر شيطان گران تر است. 
در اين جلسه اشاره ای می کنم به اين که عالمی اين ارزش و برتری را دارد، عالمی در روز قيامت می تواند شفاعت کند، عالمی اشد بر شيطان از هزار عابد است که به علمی که خداوند تبارک و تعالی عبادت می شود عامل باشد. 
عالم با همه ارزشی که ذاتا دارد و خداوند تبارک و تعالی به او عنايت کرده می تواند در زمره بدترين انسان ها قرار گيرد. اين که پيامبر اسلام (ص) می فرمايد: «إِنَّ شَرَّ الشَّرِّ شِرَارُ الْعُلَمَاءِ ، وَإِنَّ خَيْرَ الْخَيْرِ خِيَارُ الْعُلَمَاءِ» ؛ بدترين بدها، عالمان بد و خوب ترين و بهترين خوبان عالمان خوب می باشند. اين کار ما را سهل ممتنع می کند. عالم اگر به علمش عمل کند جزء بهترين ها می شود. زيرا تاثير علم در نفس او باعث رفعت مقام معنوی او می شود. عالمی که خشيت الهی در وجود او حاصل شود طبيعتا او را به حقيقت و غايت هستی و غايت خلقت انسان نزديک می کند؛ اما عالمی که به علمش عمل نکند نه تنها کلامش در ديگران اثر ندارد بلکه باعث نابودی ديگران می شود. 
در روايتی امام صادق (ع)  می فرمايد: «إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَمَا يَزِلُّ الْمطْرُ عَنِ الصَّفَا» ؛ اگر  عالمی به علمش عمل نکند اثر موعظه اش از دلها زائل می شود يعنی کلام او در قلب و روح ديگران و مستمعين نفوذ و اثر ندارد و به ظاهر اثر نمی کند. اين اثر ناپذيری همانند بارانی است که بر روی سنگ صاف می لغزد. چطور اگر باران بر سطح يک سنگ صاف و بدون حفره و خلل ببارد، قطره و آب باران از روی آن می لغزد و از بين مي رود و اثری روی سنگ نمی گذارد، امام صادق (ع) می فرمايد: عالمی که به علمش عمل نکند اثرش در دل های ديگران همانند اثر باران روی سنگ صاف است. آيا باران روی سنگ صاف اثر دارد؟ قطعا اين چنين نيست. باران روی سنگ اصلا استقرار پيدا نمی کند تا بخواهد نفود پيدا کند. کلام عالم غير عامل در دل های ديگران نيز اين چنين است، مانند قطره ای که بر يک سنگ صاف باريده و لغزيده و نفوذ نمی کند. 
گمان می کنم يک رابطه سببی و مسببی اين جا وجود دارد، يعنی اين اشاره به يک امر تکوينی می کند. چطور براي  امور مادی اين عالم، رابطه سببيت را می پذيريم و می گوييم: نار علت حرارت است و اين يک سببيت تکوينی است، آتش موجب گرمی است، آتش سبب دود است، اين ها اسباب تکوينی می باشند. همه امور اين عالم در چارچوب سببی و مسببی يا نظام علّی و معلولی پيش می رود. در همين نظام خداوند تبارک و تعالی اسبابی را قرار داده که مادی نيستند و مسبباتی دارند که آن ها نيز مادی نيستند. گاهی در عالم يک سری امور غير مادی سبب امور مادی می باشند مثلا صدقه دادن سببيت برای طول عمر و رزق و روزی دارد، صله رحم سببيت برای طول عمر دارد. اين سبب ها مادی نيستند يعنی از سنخ عليت آتش برای حرارت نيستند. 
در نظام علّی و معلولي، خداوند تبارک و تعالی برخی از اسباب غير مادی را سبب برای امور مادی قرار داده و برخی از امور مادی را سبب برای امور غير مادی قرار داده. اصل سببيت امور غيرمادی در امور مادی يا در امور غير مادی به عنوان يک سببيت تکويني. بحثی در آن نيست. اسباب که هميشه نبايد حسی و مادی باشند. اين بحث در جای خود مقرر شده است و اين سببيت حتما وجود دارد و قابل قبول است. اين که برای بعضی از گناهان آثار وضعی ذکر می شود در حقيقت همان عبارة الاخری سببيت تکوينی است. اين که می گويند: فلان گناه اين اثر را دارد، منظور همان مسبب تکوينی آن گناه است. بسياری از گناهان هستند که چنين سببيتی را دارند و اين ها تخلف ناپذيرند. 
حال بعيد نيست بی تاثيری کلام عالم غير عامل در قلوب مخاطبين را از اين سنخ بدانيم. يعنی کأنه يک سببيت تکوينی دارد؛ کلام عالم عامل يوثر فی قلوب المستمعين، نفوذ می کند و تأثير دارد. خداوند برای سخن عالم عامل اين تأثير را در قلوب مؤمنين و مستمعين گذاشته، دل های آن ها را صاف می کند، قلوب آن ها را متحول می کند و روح آن ها را مصفا می کند. البته مراتب و درجات دارد، عالمی که عامل تر است تأثير کلامش بيشتر است. لذا در مورد بعضی از بزرگان مشاهده کرده ايد که صاحب نفس می باشند. يک عالم و عارف سالک الی ا... با کلامش حتی در عالم تکوين تأثير مي گذارد. داستان های متعددی از علماء نقل می شود. وقتی کلام صادر شده از يک عالم عامل می تواند تغيير در تکوينيات دهد، تغيير در روح و جان و قلب افراد را نيز می تواند دهد. منتهی تغييرات گاهی تدريجی است و گاهی دفعی است. گاهی تأثيری که سخن يک عالم عامل در دل و روح مخاطبش می گذارد تدريجی است و پله پله باعث تغيير او می شود و گاهی نيز دفعی است. مثل داستانی که از عارفی نقل مي کنند که در يکی از شب ها از کوچه ای عبور می کرد و جماعتی مست و غيرهوشيار و مشغول فسق و فجور در آن کوچه حضور داشتند، اين افراد نزديک آن عارف رسيدند و اين شعر را می خواندند: 
گر تو نمی پسندي
 تغيير ده قضا را 
اگر از وضع ما خوشت نمی آيد و اين رفتار را از ما نمی پسندی ما را تغيير ده، قضا و رفتار و موقعيت ما را عوض کن. اين آقا همان جا گفت تغيير دادم قضا را، همه از مستی خارج شدند و به ندامت و اظهار پشيماني، تقاضای بخشش و توبه نمودند.
 بله گاهی اين تغييرات در شنونده و مستمع دفعی است اين بسته به تطابق علم و عمل افراد دارد هرچه تطابق بيشتر باشد تأثير کلام انسان در ديگران بيشتر است. هرچه تطابق کمتر باشد تأثيرش کمتر است. 
البته اين سخن علت نمی شود که طلبه و روحانی بگويد: من هنوز به آن مرحله نرسيديم، لذا به تبليغ نمی روم. مسئله تبليغ مسئله ای جدای از اين جهت است. تبليغ مسئوليت ديگری است. کسی می تواند بنايش براين باشد که عمل و علمش مطابق باشد ولو لغزش هايی داشته باشد. به هر حال می توان به اين کار همت داشت. 
پس به نحو کلی عرض می کنم که هرچه مطابقت علم و عمل بيشتر باشد تأثير کلام انسان بيشتر است. مثل نفوذ آب باران در يک زمين مستعد و قابل کشت برای اين که گلی در آن برويد. لذا عالم  بدون عمل نه تنها خودش را بلکه ديگران را در معرض گرفتاری قرار می دهد، گاهی کلامش در آن ها اثر ندارد مثل قطره ای که روی سنگ صافی ريخته و اين سنگ اين آب را جذب نکرده و آن قطره لغزيده و پايين افتاده؛ اما گاهی از اوقات اثر عکس می گذارد. يعنی يک قطره فاسد و آلوده، خاک و بستر را آلوده می کند. 
بی تأثيری يک مسئله است، تأثيرگذاری منفی مسئله ديگری است، خيلی عميق تر و بدتر از آن است. عالمان بی عمل طبيعتا کلامشان نافذ نيست، اما مسئله در عالمانی که عمل ناشايست دارند فقط لغزش قطره باران روی سنگ صاف نيست بلکه غرق کردن و آلوده کردن ديگران است. امام علی (ع) در اين باره می فرمايند: «زَلَّةُ الْعَالِمِ‏ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرَقُ وَ يَغْرَقُ مَعَهَا غَيْرُهَا» ؛ لغزش عالم مثل شکستن کشتی است که هم خود کشتی غرق می شود و هم ديگران را با خود غرق می کند. اين يک مرحله بالاتر از آن مسئله قبلی است. آن جا صرف خنثی بودن و بی تأثير بودن است. عالم بدون عمل کلامش تأثير در قلوب و روح و جان ديگران ندارد اما عالم عامل به اعمال ناشايست خودش که غرق شده ديگران را نيز با خود غرق می کند، «زَلَّةُ الْعَالِمِ‏ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ»؛ زلت عالم مثل شکستن کشتی است که هم خودش غرق می شود و غير او نيز با او غرق می شوند. 
پناه برخدا از اين که عالم علاوه بر اين که به علمش عمل نکند (البته اين يک معنای عامی دارد که يک مرحله آن اين است که انسان عمل ناشايست انجام دهد) خدای نکرده عمل حرام انجام دهد و عملی که برای مردم حجيت دارد و مردم تبعيت می کنند انجام دهد. اين رفتارها از سوی علماء مهم است که چه عملی را انجام مي دهند که ديگران نيز آلوده می شوند؟ بعيد است که اين عمل شامل حرام مسلم شود. هيچ زمانی يک روحانی شراب نمی خورد، ديگری را نمی کشد. اگر هم شراب بخورد از ديد مردم روحانی نيست، نوعا اين گونه نيست البته منکر اين نمی شويم که ممکن است همين عمل نيز لغزش را در ديگران ايجاد کند و مردم را نسبت به دين بی اعتقاد کند، اما مهم اين است که بعضی از انحرافات و لغزش ها در بين ما ممکن است متعارف باشد و ما از آن غافل باشيم و اين گناهان لغزش ها را در خود و مردم ايجاد می کند. ما هميشه در مورد گناه و لغزش، به محرمات آشکار و علنی فکر مي کنيم. می گوييم: طبيعتا يک روحانی نبايد شراب و ربا بخورد، طبيعتا چون عمل او از ديد ديگران حجيت دارد باعث لغزش می شود، ولی مي خواهم عرض کنم مسئله پيچيده تر و عميق تر است. بعضی از رفتارها از ناحيه ما سر می زند که به طور جدي تر باعث لغزش مردم می شود، دروغ گفتن و تهمت زدن و غيبت کردن اموری است که بين ما خيلی رايج می باشد و اين از اموری است که به راحتی ديگران را می لغزاند و ديگران را غرق می کند. 
خود مطلق بينی و خود حق پنداری مطلق، اين که ما نظر خود را صد درصد درست بدانيم و نظرات ديگران را باطل بدانيم، اين قطعا با منطق اهل بيت سازگار  نيست. امام حسين ع می فرمايد: «مِنْ‏ دَلَائِلِ‏ الْعَالِمِ‏ انْتِقَادُهُ‏ لِحَدِيثِهِ‏ وَ عِلْمُهُ‏ بِحَقَائِقِ‏ فُنُونِ‏ النَّظَر» ؛ از نشانه های عالم اين است که نظرات خود را نقد نمايد و از نظرات ديگران نيز آگاهی پيدا کند. فکر نکنيم ما حق مطلق می باشيم و ديگران باطل مطلق. برای رأی و نظر و علم ديگران احترام قائل شويم و البته اين به معنای اين نيست که ما تسليم شويم، نظرات را بايد با دليل و برهان طرح کنيم، نظرات ديگران را نيز بشنويم و اشکالاتی که به نظرات ديگران می باشد با نقد عالمانه مطرح نماييم. اين که ما راه را براي  شنيدن ديگران ببنديم و سخن و انديشه و فکر و علم خود را عاری از هر اشتباه و خطا بدانيم يک لغزش خيلی بزرگ است. 
استبداد به رأی ها از محيط خانواده شروع مي شود، در محيط طلبگی به نوعی بر اثر عواملی شکل می گيرد و بعد که شخص خانواده تشکيل داد به محيط خانواده او سرايت می کند، سپس در عرصه اجتماعی ظهور می کند که باعث  لغزش های ديگران می شود. حال لغزش يا به اين است که آن ها اين رفتار را می پذيرند و به آن عمل می کنند يا اين که از بس اين رفتار زننده است باعث گريز از دين و روحانيت می شود. 
ما نمونه از اين موارد زياد داريم که بايد مراقب باشيم، به حقيقت مسئوليت و حقيقت وظيفه ای که عالمان دينی دارند آشنا باشيم و عمل کنيم. مسئله اهتمام به امور مردم و عموم مسلمين کوشش برای حل مشکلات. اميرالمؤمنين (ع) اساسا دليل پذيرش مسئوليت خلافت را پس از مراجعه عمومی به او بعد از کشته شدن عثمان اين گونه بيان می کند «مَا أَخَذَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا يَقِرُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ‏ حَبْلَهَا عَلَى‏ غَارِبِهَا» ؛ اگر خداوند از علماء پيمان نگرفته بود (اين جا بحث علماء است) که با پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگيرند، زمام خلافت را به حال خود رها می کردم. مسئله دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم ظالم از مهم ترين مسئوليت های علماء است. به هر حال واقعا اين جنبه يعنی حق طلبی و حق مداری بين علماء بايد مورد توجه قرار گيرد. 
اکنون ما در مورد مظلومين عالم مسئوليت داريم و واقعا همين طور است. ما نمي توانيم تحت تأثير برخی از حرف ها قرار بگيريم مبنی بر اين که به ما چه مربوط است که مثلا در مورد بعضی از مسلمانان حساسيت داشته باشيم. اين با منطق اسلامی سازگار نيست، در منطق اسلامی مسلمان در هر يک از بلاد اسلامی اگر مظلوم واقع شود علماء وظيفه دارند که از او حمايت کنند. همان طور که در خارج از کشور اين گونه است در داخل کشور نيز بايد اين گونه باشد. يعنی در داخل کشور روحانيت بايد در هر حالتی مدافع حقوق مردم باشد، مسئوليت های مردم را به آن ها گوشزد کند، يعنی هم حقوق حاکم بر مردم و هم حقوق مردم بر حاکم. زيرا حاکم نيز حقوقی بر مردم دارد. به هر حال مسئوليت های مهم علماء بايد مورد توجه قرار بگيرد، لغزش های عالمان خدای نکرده به مرحله ای می رسد که نه تنها باعث غرق شدن خود عالم بلکه باعث غرق شدن ديگران می شود. بايد مراقب باشيم که سخن و رفتار ما در هر شرايطی به ترفيع اخلاق مردم، وجدان عمومی مردم و دين و آگاهی مردم و پايبندی مردم به شريعت کمک کند. در مشکلات و سختی ها با مردم همراه باشيم. 
انشاء الله خداوند تبارک وتعالی اين توفيق را به ما عنايت کند که از عهده اين مسئوليت بزرگ برآييم، مخصوصا در اين شرايط که يک شرايط سختی است که واقعا نظام با مشکلاتی مواجه است، تهديدات بيرونی و فشارهای اجانب که کمر بسته اند که اين انقلاب و نظام و اين محور را در عالم اسلام ساقط کنند و ما بايد در اين شرايط  ضمن اين که تذکر  می دهيم و مشکلات را بيان می کنيم مراقب باشيم که وحدت و انسجام مردم تقويت شود، توجه به اين که مردم در برابر مشکلات صبر و استقامت به خرج دهند و همه با هم به محوريت رهبر انقلاب با همدلی و وحدت و دور شدون از کينه ها و اموری که باعث جدايی می شود انشاء الله بتوانيم نه تنها اين شرايط را پشت سر بگذاريم بلکه بنيان يک طريق صالحی را در عالم اسلام و تشيع و روحانيت شيعه بگذاريم و اين همه مرهون اين است که در درجه اول به علممان عمل کنيم و آن چه می آموزيم به کاربنديم.





حدیث هفته

پيامبر خدا (صلّى الله عليه و آله) 

مَن رَدَّ عَن عِرْضِ أخِیهِ المُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ اَلْبَتَّةَ.   

هرکس آبروی برادر مسلمانش را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.  

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 14



دروس خارج98-97
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 8   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (ترتب)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



سایر دروس98-97
قواعد فقهیه (تقیه)

روزهای سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 25)

روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار







مقدمه ای بر ضوابط الرضاع






شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



کتاب حکم



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام