صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
شنبه  ٢٦/٠٨/١٣٩٧




تصاویر برگزیده

استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع طلاب ممتاز استان گلستان



کرسی درس خارج اصول فقه استاد سید مجتبی نور مفیدی در مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی



استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع شاگردان (مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی)



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


اخبار


08/07/1397 
تذکر اخلاقي استاد سيد مجتبي نور مفيدي در درس خارج فقه

اطاعت و عبادت خدا با علم

اطاعت و عبادت خدا با علم

امروز، روز اول سال تحصيلی جديد است و ما طبق معمول، ابتدا از باب تيمّن و تبرک، روايتی از وجود مقدس ائمه معصومين(ع) مي‎خوانيم و إن شاء الله به سراغ بحث خواهيم رفت. 
روايت از امام صادق(ع) است که مي‎فرمايد: «إِذَا كَانَ‏ يَوْمُ‏ الْقِيَامَةِ بَعَثَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ الْعَالِمَ وَ الْعَابِدَ فَإِذَا وَقَفَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قِيلَ لِلْعَابِدِ انْطَلِقْ إِلَى الْجَنَّةِ وَ قِيلَ لِلْعَالِمِ قِفْ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ لَهُم‏». 
امام صادق(ع) مي‎فرمايد: روز قيامت که فرا برسد، خداوند تبارک و تعالی هم علما و هم عُبّاد را برمي‎انگيزاند؛ عالم و عابد، يعنی دو صنف و دو سنخ از مردم را برمي‎انگيزد. بعد که اين‎ها برانگيخته شدند، در پيشگاه خداوند تبارک و تعالی مي‎ايستند؛ به عابد گفته مي‎شود که به سوی بهشت برو، اما به عالم گفته مي‎شود بايست و برای مردم شفاعت کن. وجه شفاعت و اينکه اين امتياز برای عالم در نظر گرفته شده، در روايت مشخص گرديده است: «بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ لَهُمْ»، به خاطر تأديب مردم، پروريدن مردم و راهنمايی مردم به سوی بهشت. 
مسأله علم و دانش و اهميت آن، به قدری واضح است که نه تنها آيات و روايات فراوان، بلکه عقل و سيره عقلای عالم و درک عمومی عقلای عالم نيز گواه آن است. لذا من در اين جهت نمي‎خواهم بحث کنم که چه اهميتی دارد؛ اما آنچه که الان مقصود است و من مي‎خواهم به آن اشاره کنم و نکته‎ای که مي‎خواهم روی آن تأکيد کنم، اين است که اگر عمقِ ارزشِ علم درک شود، واقعاً انسان برای دانستن سر از پا نمي‎شناسد و هيچ فرصت و زمانی را از دست نمي‎دهد. حتماً آن علمی که مقصود است، علمی است که مايه پند و عبرت باشد و نه هر علمي. من قبلاً به مناسبت‎های مختلف، رواياتی که به اين جهت اشاره داشته، در همين درس اين‎ها را بعضاً اشاره کرده‎ام که منظور از علم، علمی است که به حال بشر نافع است و نفع آن يا به دنيای مردم يا آخرت مردم است و البته علمی است که نتيجه و اثر آن، خشيت الهی باشد. علمی که انسان را به معرفت خداوند، معرفت خويشتن و مقصد نهايی انسان، راهنمايی کند. 
اگر ما برای فراگيری اين علم که بستر آن برای امثال ما فراهم است و ما در اين مسير قرار گرفته‎ايم، اگر به عمق معنای اين علم و حقيقت اين علم توجه کنيم، فراگيری اين علم برای ما سخت نخواهد بود. ممکن است انسان با توجه به ناآگاهی و ناآشنايی به حقيقت اين علم، حضور در درس و بحث و مباحثه و مطالعه برای او سخت باشد؛ طبع انسان ممکن است گريزان از اين امور باشد، ولی اگر بداند که چه گنجی در اين آموختن نهفته است، قطعاً اندک فرصتی را برای فراگيری از دست نمي‎دهد. 
اگر ما بدانيم که اين علم، کمال است، قطعاً برای دستيابی به کمال، انسان کوشش و تلاش افزون‎تری مي‎کند. اگر ما بدانيم که درجه انسان هم در دنيا و هم در آخرت با اين علم به حدّی مي‎رسد که با هيچ کس قابل قياس نيست، حتماً تلاش او مضاعف خواهد شد. عابد کسی است که به حسب ظاهر خدا را عبادت و اطاعت مي‎کند؛ عابد يعنی کسی که تمام تلاش او بر اين است که اوامر خدا را اتيان کند و نواهی خدا را ترک کند و تمام وقت او به عبادت [به معنای عام]، مثل نماز، روزه، حج و امثال اينها سپری شود. در مورد عابد اين روايت هم وارد شده که همه همّ عابد، خودِ اوست؛ يعنی مي‎خواهد خودش به يک درجاتی برسد. اما عالم الهي، عالم رباني، همه همّش خودش نيست؛ همّ و غم او علاوه بر خودش، ديگران نيز هستند. خروج از پوسته خوديت در ارتقاء معنوي، در رشد روحي، در کمالات معنوي، اين خودش درجه انسان را بالا مي‎برد.
تفاوت درجات عابد و عالم، از اين ناحيه است که هر دو به دنبال اطاعت خدا هستند؛ هم عالم ربانی مي‎خواهد خدا را اطاعت کند و هم عابد، هر دو به دنبال اطاعت از فرامين خداوند هستند؛ اما اگر همه تلاش کسی اين باشد که مقامات معنوی را برای خودش کسب کند، خودش رشد کند، خودش به کمالات روحی برسد، اين کجا و آن کسی که تلاش مي‎کند که هم خودش را به مقامات معنوی برساند و هم ديگران را کجا؛ اين به درجات از آن يکی برتر و بالاتر است. چون اين‎جا فقط به خودش فکر نمي‎کند؛ مهم‎ترين سرّ و راز سير الی الله و سلوک، اين است که انسان به يک معنا از پوسته خوديت بيرون آيد. شما فرض کنيد کسی که دائماً در مسجد حضور دارد و تمام وقتش صرف کارهای شخصی خودش است؛ هم به زندگی شخصي‎اش مي‎رسد و هم در عبادت و  سلوک معنوي، فقط مراقب بر مستحبات و انجام واجبات و ترک محرّمات و مکروهات است و کاری به ديگران ندارد و همّ و غمی نسبت به آن‎ها ندارد؛ با کسی که اهتمام به امور ديگران دارد [چه امور مادی و چه امور معنوي]، قطعاً اين در سير الی الله، بالاتر است و در مراتب بالاتری قرار دارد، چون به غايت عبادت و کسب معرفت و خلقت، نزديک‎تر است. غايتِ خلقت، قرب الی الله است؛ انسان خلق شده برای قرب به حق تعالي؛ قرب به حق تعالی به اين است که انسان با اسماء و صفات الهی مأنوس شود و خودش را به اسماء و صفات الهی نزديک کند. اين تنها در صورتی ممکن است که انسان از آن خودبينی و خوديت، خارج شود. 
لذا عالم از آن‎جا که اهتمام به امور ديگران دارد، از عابد برتر است و به همين جهت به او گفته مي‎شود «قِفْ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ». کسی که بتواند جمع کثيری را همراه خودش به سوی بهشت ببرد کجا و کسی که فقط خودش مجاز است به جنت الهی برود کجا!
در روايتی از رسول گرامی اسلام(ص) وارد شده که مي‎فرمايد: «أَ مَا عَلِمْتَ‏ أَنَ‏ اللَّهَ‏ يُطَاعُ‏ بِالْعِلْمِ وَ يُعْبَدُ بِالْعِلْمِ»، آيا دانسته‎ای که خداوند با علم اطاعت مي‎شود، با علم عبادت مي‎شود. يعنی اگر کسی علم الهی را بياموزد و آگاهي‎های او افزون شود، در حقيقت اطاعت و عبادت خداست. چرا در شب قدر که شب تقدير امور انسان‎هاست و علی القاعده افضل امور، عبادت خداوند است، گفته مي‎شود که مذاکره علمی در آن شب، از افضل امور است. يعنی هر چه انسان به حقايق امور آگاه‎تر شود، سنخيت بين او و خدای تعالی بيشتر مي‎شود. 
کسی که تلاش نمي‎کند تا معرفتش بالا رود، مثلاً فرض کنيد طلبه يا دانشجويی مشغول تحصيل است و همه همّ و غم او اين است که نمره بگيرد و اين سطح را به پايان برساند و به سطح بالاتر برود، مدرکی بگيرد و از مزايای آن بهره‎مند شود؛ ممکن است مزيت‎های معنوی برای انسان فراهم کند اما آيا آن علم و آگاهی و معرفت و کشف مجهول، برای انسان حاصل شده يا نه؟ ما با رفتارهايمان مي‎توانيم ظواهر امور را تغيير دهيم يا برای ديگران آن‎ها را به نحو ديگری جلوه دهيم. ممکن است من طوری رفتار کنم که همه شما فکر کنيد که من خيلی عالم هستم؛ به هر حال انسان دوست دارد که چهره‎ای از خودش نزد ديگران ارائه دهد که به ديده احترام به او نگريسته شود. مثلاً يکی فکر مي‎کند که اگر ثروت داشته باشد، ديگران با احترام با او برخورد مي‎کنند يا به يک مقام و منزلت ظاهری يا رياست، مي‎تواند منشأ برخی از احترامات اجتماعی و تعظيم و تکريم‎های اجتماعی باشد. ولی هيچ کدام از اين‎ها، حقيقت وجودی انسان را بالا نمي‎برد و به او سعه نمي‎دهد. 
حقيقت وجودی انسان، جانِ انسان و روح انسان با معرفت و آگاهی توسعه پيدا مي‎کند. قرب به حق تعالی با معرفت حقيقی حاصل مي‎شود. اگر ما مي‎خواهيم به خداوند متعال نزديک شويم، اگر مي‎خواهيم منزلت واقعی پيدا کنيم، اگر مي‎خواهيم قرب به حق تعالی پيدا کنيم، راه آن اين است که با معارف بيشتر مأنوس باشيم؛ چه در حوزه اخلاق و چه در عقائد و چه در احکام، هدف کشف مجهول باشد. انسان گاهی حتی خودش را فريب مي‎دهد؛ مطلبی را نفهميده و به روی خودش نمي‎آورد و مي‎گويد فهميده‎ام، تظاهر مي‎کند به اينکه فهميده است. مخصوصاً در مباحثه و جايی که چند نفر هم حضور داشته باشند، تلاش مي‎کند تا تفوق و تغلّب خودش را به ديگران اثبات کند؛ اما اين حقيقت ماجرا را عوض نمي‎کند. 
اينکه پيامبر مي‎فرمايد: «أَنَ‏ اللَّهَ‏ يُطَاعُ‏ بِالْعِلْمِ وَ يُعْبَدُ بِالْعِلْمِ»، اينکه خدا با علم عبادت مي‎شود، اطاعت و عبادت خدا به چيست؟ به خم و راست شدن معمولي؟ البته اين‎ها بايد باشد؛ نماز، روزه، تضرع در برابر خدا، اين‎ها قطعاً هست ولی آن چيزی که به نماز و روزه ما جهت مي‎دهد و آن را عميق‎تر مي‎کند، همين علم است. اگر ائمه معصومين(ع) با خداوند آن طور راز و نياز مي‎‏کنند، چون علمی به آن‎ها داده شده که از حقايق امور، مطلع هستند. اگر کسی علم داشته باشد، خدا را آن‎گونه که بايد مي‎شناسد و وقتی که خدا را آن‎گونه شناخت، عبادت او تغيير مي‎کند. يک حکيم، عارف و فقيهی که با اين علوم و معارف آشناست و اين‎ها را در عمل در وجود خودش مجسّم کرده، قهراً نماز او با آن عابد فرق مي‎کند. عابدی که از صبح تا شب عبادت مي‎کند اما از نظر معرفت و آگاهی در حد متوسط و زير متوسط است، معلوم است که عبادت او با عبادت عالمی که خدا را تا حدودی بيشتر مي‎شناسد، فرق مي‎کند. 
اينکه مي‎فرمايد: «أَنَ‏ اللَّهَ‏ يُطَاعُ‏ بِالْعِلْمِ وَ يُعْبَدُ بِالْعِلْمِ»، واقعاً اگر ما به حقيقت علم و معرفت آشنا باشيم و بدانيم که با هر يک ساعت تلاش و مجاهدت علمي، مي‎توانيم ده‎ها درجه روح خود را بالا ببريم، اهميت علم بيشتر برای ما آشکار مي‎شود؛ دنبال فرار نيستيم، دنبال بهانه نيستيم. بر فرض همه مدارج مؤسسات و مراکز را هم طی کنيم اما حقيقتاً آن علم و آگاهی ما افزايش پيدا نکند، معلومات ما افزون نشود، نه مي‎توانيم بگوييم اطاعت عميق‎تری نسبت به خدا داشتيم و نه مي‎توانيم بگوييم عبادت بهتری داشتيم؛ چه بسا برای بسياری از ما خودِ اين علم يک حجاب مي‎شود و حتی عبادت و اطاعت ما را هم ضعيف‎تر مي‎کند. اين برای امثال ما، اين خطر را دارد که خودِ اين علوم نه تنها نورانيت ندارد بلکه حجاب و ظلمت‎ها را در وجود ما بيشتر مي‎کند؛ فکر مي‎کنيم در حال حرکت در پرتو نور هستيم اما در واقع در تاريکی و ظلمت قدم برمي‎داريم. 
در اين روايت پيامبر مي‎فرمايد: «أَ مَا عَلِمْتَ‏ أَنَ‏ اللَّهَ‏ يُطَاعُ‏ بِالْعِلْمِ وَ يُعْبَدُ بِالْعِلْمِ وَ خَيْرُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ مَعَ الْعِلْمِ وَ شَرُّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ مَعَ الْجَهْل‏»، خير دنيا و آخرت در علم است؛ شرّ دنيا و آخرت در جهل است. اين خير و شر که مطلق نيست، به اين معنا که هر چه بر معرفت و آگاهی و دانش انسان افزوده شود، خير بيشتری نصيب او مي‎شود و به هر ميزان که جهل داشته باشد، به همان ميزان در معرض شرّ و فساد است. مهم اين است که انسان تمام تلاش و کوشش خودش را به کار ببرد. واقعاً اين فرصت‎ها ديگر قابل تکرار نيست؛ اين فرصت‎ها، فرصت‎هايی است که برای افراد مختلف در طول تاريخ فراهم شده است؛ همين پنج سال و ده سال عنفوان جواني. يک عده در اين مدت آن‎قدر خوشه چيده‎اند و توشه برداشته‎اند و عده بسياری همچون بنده، از اين فرصت‎ها استفاده نکرديم؛ نه خودمان توانستيم بهره‎ای ببريم و نه برای ديگران توانستيم نافع باشيم. 
اين مطلبی است که عقل پشتيبان اوست؛ علم نور است، هر چه وجود انسان نوراني‎تر شود، طبيعتاً قرب او به حق تعالی بيشتر مي‎شود. فکر نکنيم که اگر من الان در گوشه حجره بنشينم و مطالعه کنم و کسی هم از آن خبردار نشود، يک مجهولی برای خودم کشف کنم، اين چه فايده دارد؟ گاهی اين سؤالات و پرسش‎ها مطرح مي‎شود که اين همه درس بخواهيم چه فايده دارد؟ اين همه مشکلات، نه حقوق، نه شهريه، اين همه گرانی که الان به بي‎نهايت رسيده؛ چه فايده و ثمری دارد؟ اين‎ها سؤالاتی که ذهن بسياری از طلبه‎ها را مخصوصاً در اين ايام به خودش مشغول کرده و گاهی حتی در مراجعاتی که به خودِ من مي‎شود، اين مسأله طرح مي‎شود که اين امر نه زندگی برای انسان درست مي‎کند، زن و بچه آدم هزار مشکل دارند؛ اين‎ها درست و انسان بايد نسبت به آن‎ها نيز دغدغه باشد و نمي‎تواند آن‎ها را ناديده بگيرد. ولی آيا فقط اين شرايط و اين زمان برای طلاب از ابتدای تاريخ اسلام تا امروز پيش آمده؟ شرايط سخت‎تر از اين نبوده؟ شرايط مشکل‎تر و دشوارتر از اين هيچ وقت نبوده؟ اسلاف ما چه کار کردند؟ اسلاف ما در شرايط سخت و دشوار چه کردند؟ برترين چهره‎ها در عالم اسلام و در عالم تشيّع، نوراني‎ترين چهره‎های علمی در سخت‎ترين شرايط جلوه‎گر شدند و نورافشانی کردند. در آن شرايط رشد کردند. اگر علم نور باشد، اگر آگاهی و معرفت، کمال باشد، هر کجا که يک درجه و يک درصد و ذره‎ای آگاهی انسان افزون شود، مخصوصاً در اين جهت، برترين و بالاترين نفع برای انسان است. نفع از اين بالاتر که آن حقيقت انسانی شکوفا شود، آن جان و روح انسان حيات تازه پيدا کند. 
پس عنايت بفرماييد که اگر خير دنيا و آخرت مي‎خواهيم، در حدّ توانمان بايد تلاش علمی داشته باشيم. الان بستر تلاش علمی برای ما فراهم شده؛ حضور در درس، مطالعه و مباحثه، آن هم نه به عنوان تکليف بچه مدرسه‎ای بلکه به عنوان يک امری که ما بايد اشتياق به آن داشته باشيم. اشتياق به يک چيز، مولود آگاهی و معرفت است. اگر ما حقيقت يک چيزی را بدانيم، طبيعتاً شوق پيدا مي‎کنيم برای بدست آوردن لذت‎های دنيايي؛ لذت خوردن، آشاميدن، ديدن، لذت جنسي، اين‎ها لذت‎های حسی دنيايی است. چطور انسان برای بدست آوردن لذت‎های حسي، خودش را به رنج و زحمت مي‎اندازد. اگر لذت‎های غير حسي، لذت‎های عقلی و معنوی را بچشيم، آن وقت مثل خواجه نصيرالدين طوسی مي‎شويم که وقتی در نيمه‎های شب يک مسأله علمی و يک مجهول برای او کشف مي‎شد، ناخودآگاه فرياد مي‎زد: «أين الملوک و أبناء الملوک مِن هذه اللذّة»، پادشاهان و فرزندان پادشاهان کجا و اين لذت کجا! يعنی يک لذت عقلی حاصل از کشف يک مجهول، برابری مي‎کند و بلکه بسيار بالاتر و حتی قابل مقايسه نيست با لذت‎هايی که پادشاهان که انواع لذت‎ها را در خودشان جمع کردند؛ علت اينکه مي‎گويد «أين الملوک و أبناء الملوک» برای اين است که لذت پادشاهان، جامع همه لذت‎های حسی است؛ به خاطر تمکن و رياستی که دارند، لذت جاه و مقام و رياست، لذت ثروت، لذت حاصل از برآورده کردن شهوات مختلف، شهوت بطن و فرج، همه لذت‎ها که مجتمع در ملوک و أبناء الملوک است، قابل مقايسه با لذتی که خواجه نصيرالدين طوسی در اوج همه سختي‎ها و مشکلات داشته، نيست. 
پس اينکه امام صادق(ع) مي‎فرمايد: وقتی که روز قيامت فرا رسد، خداوند عالم و عابد را برمي‎انگيزاند و هر دو در پيشگاه خداوند تبارک و تعالی مي‎ايستند. خداوند به عابد مي‎گويد به سوی بهشت برو و به عالم مي‎گويد بايست «قِفْ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ لَهُم‏»، به سبب اينکه اين‎ها را تأديب کردی و خوب پرورش دادي، حالا اگر لغزش‎هايی هم داشته باشند، تو مي‎توانی از آن‎ها شفاعت کنی و آن لغزش را خداوند تبارک و تعالی در مورد آنها محو کند و ناديده بگيرد. اين برای اين است که علم خودش عبادت و اطاعت است. اينکه خداوند تبارک و تعالی مي‎فرمايد: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِی الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ» ، قطعاً آن‎ها که مي‎دانند با آن‎ها که نمي‎دانند، مساوی نيستند؛ فقط و فقط خردمندان پند مي‎گيرند. در دل اينکه مي‎گويد آن‎ها که مي‎دانند، پندگيری و عبرت ‎آموزی نهفته است و هر دانستنی ملاک نيست. دانستنی که موجب پند و عبرت انسان شود. 
به هر حال إن شاء الله با تأمل در ارزش ذاتی علم و آگاهی و معرفت الهي، اشتياق ما نسبت به علم‎آموزی بيشتر شود. تحمل سختي‎ها با اين نگاه بر انسان آسان‎تر مي‎شود. در کنار تلاش برای حل مشکلات، هيچ فرصتی را برای اين امر از دست نمي‎دهد. من گاهی در جمع طلاب عرض مي‎کنم که مطالعه سرگذشت بزرگان و پيشينيان، عالمانی که در شرايط بسيار سخت درس خواندند که قطعاً سختي‎هايی که آن‎ها کشيدند با سختي‎هايی که کثيری از طلاب به آن مبتلا هستند، قابل مقايسه نيست. اما آن‎ها در چه شرايطی درس خواندند و به چه مقاماتی رسيدند؛ قطعاً کسی که تاريخ‎ساز است، جمعيت بيشتری را مي‎تواند در روز قيامت شفاعت کند. کسی که جمعيت زيادی را در اين دنيا به حسن تأديب ادب کرده، قطعاً جمعيت بيشتری را مي‎تواند شفاعت کند. 
اين‎ها اموری است که انسان بايد در مورد آن تأمل و فکر کند تا إن شاء الله اين يادآوري‎ها و تذکرها هم برای خودم و هم برای شما، يک موتور محرکه‎ای باشد که ما را به حرکت بيشتر، حرکت عميق‎تر و سريع‎تر وادار کند و طوری نشود که اين فرصت‎ها از دست برود و چشم باز کنيم و ببينيم که يک اربعين يا خمسين از عمر ما گذشته اما نه تنها پيشرفتی نکرديم بلکه عقب‎گرد و پسرفت داشته‎ايم. خداوند إن شاء الله به همه ما توفيق علم و معرفت و ايمان و عمل به آنچه که آموخته‎ايم، عنايت بفرمايد.  





حدیث هفته

پيامبر خدا (صلّى الله عليه و آله) 

مَن رَدَّ عَن عِرْضِ أخِیهِ المُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ اَلْبَتَّةَ.   

هرکس آبروی برادر مسلمانش را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.  

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 14



دروس خارج98-97
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 8   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (ترتب)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



سایر دروس98-97
قواعد فقهیه (تقیه)

روزهای سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 25)

روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار







مقدمه ای بر ضوابط الرضاع






شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



کتاب حکم



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام