صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
یکشنبه  ٠٩/٠١/١٣٩٩




تصاویر برگزیده

حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مجلس بزرگداشت حضرت آیت الله میبدی



نشست صميمانه طلاب جديد الورود استان گلستان به حوزه علميه قم



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم بزرگداشت آیت الله رسولی محلاتی



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در مراسم بزرگداشت سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در اختتامیه نخستین همايش ملي جستارهاي پژوهشي با تاكيد بر بيانيه گام دوم انقلاب



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در اختتامیه چهارمین جشنواره استانی علامه حلی



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم بزرگداشت حضرت آیت الله سید ابوالفضل میرمحمدی(ره)



حضور استاد سیدمجتبی نورمفیدی در نشست سالیانه اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در بیت حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی. قم 1397/07/17



حضور استاد سيد مجتبي نورمفيدي در جلسه ديدار مسئولان نظام با رهبر انقلاب



حضور استاد سیدمجتبی نورمفیدی در نشست سالیانه اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در بیت حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی. قم 1397/07/17



حضور استاد سيد مجتبي نورمفيدي در مناطق سيل زده استان گلستان - فروردین 1398



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در تجلیل از حضرت آیت الله نورمفیدی به عنوان چهره برتر در عرصه تبلیغ و ارتباطات در سی و هفتمین سالگرد رحلت علامه طباطبایی ١٣٩٧



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


قواعد فقه سیاسی (قاعده قرعه)


 


فصل سوم: گستره قاعده _ تنبیه: قرعه اماره یا اصل؟جلسه سی و دوم
فصل سوم: گستره قاعده _ تنبیه: قرعه اماره یا اصل؟
13/11/1398
  تنبیه
در پایان فصل سوم که بحث از گستره قاعده بود باید تنبیهی را متعرض شده و سپس وارد بحث برخی از احکام شرایط قاعده قرعه شویم.
تنبیه درباره این است که آیا قرعه اماره بر واقع است یا خیر و یا به تعبیر دیگر آیا قرعه اماره است یا اصل؟

اقوال
در اینجا دو نظر وجود دارد:
برخی معتقداند که قرعه اماره بر واقع است و برخی از عبارات و کلمات به وضوح بر این مطلب دلالت دارد و حتی اماریت آن را بسیار واضح و روشن قلمداد کرده اند.
برخی هم معتقدند که قرعه اماره نیست و مانند اصول عملیه وظیفه مکلف را در موارد تحیر در موضوعات آنهم در باب تنازع و تزاحم حقوق تعیین می‌کند.
هر یک از این دو گروه بر مدعای خودشان دلیل اقامه کرده اند.

دلیل قول اول
عمده اتکای قائلین به اماره بودن قرعه به برخی از روایات است که این روایات ظهور در این دارند که قرعه اماره محسوب می‌شود.
1. از جمله این روایات، روایتی است که أیّ قضیۀٍ أعدل من القرعۀ در آن بیان شده است. اینکه قرعه به عنوان أعدل و عادلانه ترین راه معرفی شده، ظهور در اماریت دارد چون عدالت برای کشف حق است. وقتی قرعه به عنوان أعدل طرق برای تعیین حق معرفی می‌شود، معلوم می‌شود که قرعه اماریت دارد برای کشف حق و الّا وجهی برای تعبیر به أعدل نیست. 
2. در برخی از روایات تعبیر أصوب به کار رفته است؛ یعنی قرعه را صواب ترین راه برای تعیین حق معرفی کرده است. تعبیر أصوب که در برخی از روایات وارد شده، حاکی از این است که قرعه اماره است و کأنّ واقعیتی وجود دارد و قرعه در واقع دارد این حقیقت و واقع را تعیین می‌کند.
3. یا مثلا در روایت أیّ ما من قومٍ فوّضوا أمرهم إلی الله که مفادش این است که هر قومی که امرشان را به خدا تفویض کنند و راه قرعه را بر گزینند، قطعا منتهی به خروج سهم محق از طریق قرعه می‌شود. اینکه سهم محق از قرعه تعیین می‌شود، لا یُساعدُ الا معَ اماریۀِ القرعۀ؛ اگر قرعه اماره بر واقع نباشد چطور می‌خواهد تعیین سهم محق کند؟ این تعبیر هم ظهور در این دارد که در اینجا قرعه اماره است.
4. در روایتی هم که می‌گفت قرعه راهی است که خداوند متعال قرار داده و آن طریق و راهی که خدا قرار بده، لیسَ بمخطئٍ، این هم کاشف از این است که حقیقت و واقعیتی وجود دارد و قرعه اماره و نشانه بر آن واقع است.
پس عمده اتکای ادله قائلین به اماریت قرعه بر این روایات است.

ادله قول دوم
در مقابل برخی مانند امام (ره) قائل اند که قرعه به هیچ وجه اماره بر واقع نیست. ایشان سه لیل بر عدم اماریت قرعه ذکر می‌کند و در عین حال به برخی از این روایاتی که گفته شد تفصیلا پاسخ می‌دهد و اثبات می‌کند که قرعه اماره نیست؛ چون ادعای آنها این بود که این روایات ظهور در اماریت دارد. 

دلیل اول
قرعه طریقی عقلایی است که شارع بر این طریق مشی کرده است. یعنی در باب قرعه شارع راهی غیر از راه عقلا اتخاذ نکرده. در داستان مساهمه اصحاب سفینۀ و یا داستان زکریاء، همگی بر اساس یک مشی، روش و سیره عقلایی مبادرت به انجام قرعه کردند منتهی این‌ها روش هایی عقلایی بوده که شرع آن را امضاء کرده و تقریر کرده حال یا بوسیله آیات و یا بوسیله روایات.
پس ایشان می‌خواهد بگوید که از دید عقلا قرعه اماره نیست بلکه راهی است برای تعیین اولویت در جایی که در یک موضوع تزاحم صورت گرفته.

دلیل دوم
برخی از این موارد واقعی ندارد تا بخواهد اماره بر واقع باشد. وقتی می‌گوییم امارۀٌ علی الواقع، معنایش این است که باید واقعیتی وجود داشته باشد که قرعه اماریت داشته باشد بر آن. پس علاوه بر آنکه عقلا قرعه را اماره بر واقع نمی‌دانند، بلکه صرفا راهی برای تعیین اولویت می‌دانند،مهم تر اینکه عقلا گاهی در مواردی رو به قرعه می‌آورند که برایش هیچ واقعیتی برای موضوع نمی‌شود تصویر کرد مانند قصه اصحاب سفینه که طبق برخی از نقل ها هیچ واقعیتی وجود نداشته تا بخواهند تعیین واقع کنند و قرعه را اماره بر واقع بدانند.
فرق این دلیل با دلیل قبلی این است که طبق دلیل اول عقلا این را اماره نمی‌دانند و لذا شارع هم این را اماره نمی‌داند چون بر طبق نظر عقلا عمل کرده اما طبق دلیل دوم برای اماره علی الواقع باید فرض بگیریم واقعی وجود دارد تا قرعه اماریت داشته باشد در حالی که ما در یکی از جهاتی که مربوط به گستره قاعده قرعه بود عرض کردیم که مجرای قرعه اعم است از جایی که له واقعٌ معین و لم یکن له واقعٌ معین. یعنی ما کانَ مجهولاً ظاهرا و واقعا و ما کانَ مجهولاً ظاهرا و معیناً واقعا. بله اگر کسی بگوید فقط قرعه در جایی جاری می‌شود که واقع معین دارد، او می‌تواند به مسئله اماریت تمسک کند.
البته این در کلمات امام نیست و ما می‌توانیم این مطلب را دلیل مستقلی قرار دهیم و یا این را هم جزء طریقه عقلا بدانیم که عقلا به طور کلی در چنین مواردی به قرعه رو می‌آورند. پس این مطلب هم می‌تواند دلیل مستقل باشد و هم می‌تواند در ضمن دلیل اول مورد توجه قرار گیرد.

دلیل سوم
اساسا چیزی که شأنیت کاشفیت از واقع ولو در حد ضعیفی ندارد نمی‌تواند اماره باشد، بلکه اصلا جعل طریقیت برای قرعه ممکن نیست. البته امام می‌فرماید قد قُرِّرَ فی محله که به طور کلی جعل طریقیت و کاشفیت مطلقا باطل است. بر فرض اگر ما کبرای کلی ایشان را هم نپذیریم، قدر مسلم است که چیزی می‌تواند طریق و کاشف قرار داده شود که حد اقلی از کاشفیت در او وجود داشته باشد در حالی که قرعه کاشف از واقع نیست.
البته ایشان می‌فرماید بل تکون مطابقتها للواقع من باب الاتفاق، یعنی گاهی و بر حسب اتفاق مطابق با واقع می‌باشد. احتمال دارد منظور امام این باشد که گاهی مطابق با واقع می‌شود آن هم به نحو اتفاق، از باب اینکه بسیاری از اوقات لم یکن له واقعٌ معین. چون واقعی ندارد اینچنین است.
احتمال دیگری هم که وجود دارداین است که بگوییم ایشان می‌خواهد بگوید که آنهایی هم که واقعی دارند، اصابت به واقع در آن‌ها همیشگی نیست، یعنی گاهی اتفاق می‌افتد و گاهی اتفاق نمی‌افتد.
به هر حال جعل طریقیت و کاشفیت برای قرعه معنا ندارد.

سوال:
استاد: اگر ما آن احتمالی که ذکر کردیم را مد نظر قرار دهیم این اشکال به کلی بر طرف می‌شود که اساسا در بسیاری از موارد لم یکن له واقعٌ تا بخواهد اماریت داشته باشد. اما اینکه خداوند تبارک و تعالی با اسباب غیبیه و اراده خودش کاری کند که اکثر اوقات به واقع اصابت کند، ایشان می‌فرماید چنین چیزی ممکن است ولی این خیلی بعید است که قرعه را به عنوان راهی بپذیریم که خداوند تبارک و تعالی اراده کرده که بوسیله اسباب غیبیه به واقع اصابت کند و قبول چنین چیزی مشکل است.

سوال:
استاد: اولا بعدا بیان می‌شود که ادعیه جزء شرایط است و اینکه آیا ادعیه واجب است یا مستحب. ثانیا اصل اینکه این منصب امام هست یا خیر هم محل بحث است که بعدا بررسی می‌شود.

سوال:
استاد: یعنی خدا معین کرده که زید بیافتد در آب؟ 

سوال:
استاد: در علم و اراده خدا معلوم است اما ما در اینجا بحث فقهی و حقوقی داریم و می‌خواهیم ببینیم که آیا چیزی به عنوان حکم واقعی در اینجا وجود دارد که قرعه کاشف از آن باشد؟ یعنی خدا راهی را برای کشف مراد خودش قرار داده یا برای معلوم خودش قرار داده؟

سوال:
استاد: همه امور عالم به اراده خدا است. شما دارید مسئله را می‌برید در جایی که از حدود بحث فقهی خارج می‌شود. اینکه مثلا ما می‌گوییم تعیین اولویت، یعنی چیزی که واقع معین ندارد، آیا خارج از اراده الهی است؟

سوال:
استاد: آن از حیطه این بحث خارج می‌شود. وقتی ما بحث اماریت و اصل بودن را مطرح می‌کنیم، ارتباطی به مسئله اراده الهی ندارد. اصلا این دو بحث جداگانه است، اینجا که ما می‌گوییم اصول عملیه تعیین وظیفه می‌کنند نه حکم واقعی، بالاخره آن کاری که ما می‌کنیم اراده الهی هست یا خیر؟ اگر به این عنوان باشد شما باید اصول عملیه را هم اماره بدانید.

سوال:
استاد: آن تحلیلی که شما برای اماریت می‌کنید در اصل عملی هم جاری است لذا با این نگاه اصول عملیه هم اماره می‌شوند. شما وقتی می‌خواهید اماریت قرعه را تحلیل کنید، می‌گویید همه چیز در این عالم به اراده الهی است، ولی وقتی می‌خواهید اصول عملیه را تحلیل کنید، می‌گویید ما واقع را نمی‌دانیم.

سوال:
استاد: لسان روایت این را ندارد که قرعه مراد خدا را معلوم می‌کند.

سوال:
استاد: مهم ترین دلیل این‌ها ما یُقارعُ قومٍ فوّضوا امرهم الی الله الا خرجَ سهمُ المحق است. اینکه شما میفرمایید قرعه به این عنوان که به اراده خدا و به اسباب غیبیه واقع را برای ما معلوم می‌کند دو اشکال دارد. اولا اینکه این خیلی بعید است. ثانیا اینکه واقعی باید باشد تا اراده خدا و اسباب غیبیه به آن اصابت کند اما در جایی که واقعی وجود ندارد چه باید کرد؟ در اینجا که اصابت معنا ندارد چه باید کرد؟

دلیل چهارم 
ایشان میفرماید در لسان عمومات قرعه مانند کلّ مجهولٍ ففیه القرعۀ و یا القرعۀُ لکلّ امرٍ مشتبه یا مشکل دو احتمال است:
1. منظور از مجهول، مشتبه و مشکل در ادله قرعه یعنی مشکلٌ بحسب الواقع، مجهولٌ بحسب الواقع، مشتبهٌ بحسب الواقع. اگر چنین احتمالی را بدهیم معنای کلّ مجهولٍ ففیه القرعۀ یعنی کلّ ما تعلّقَ الجهل بواقعه ففیه القرعۀ؛ یعنی در اینجا واقعی تصویر می‌شود منتهی برای ما مجهول است. مثلا یک مالی است و امر دایر است بین اینکه متعلق به زید باشد یا عمر و ما نمی‌دانیم که مربوط به کدام یک از این‌ها است که در اینجا قرعه می‌اندازیم و تعیین می‌کنیم.
2. احتمال دیگر این است که کلّ امرٍ مشکلٍ فی مقامِ القضاء ففیه القرعۀ، یا کلّ امرٍ مشتبهٍ علی القاضی و یا کلّ امرٍ مجهولٍ فیه میزانُ القضاء ففیه القرعۀ.
این احتمال را ما هم قبول نداریم. اینکه بگوییم کلّ امرٍ مشکلٍ فی مقامِ القضاء در واقع نه تنها برخی از روایات خاصه با چنین چیزی سازگار نیست، حتی روایات عامه هم از چنین حملی إباء دارند. قبلا هم گفتیم که این اشکال به امام (ره) وارد است که اختصاص قرعه به باب قضا هیچ وجهی ندارد. بله ما جاری شدن قرعه در باب تنازع و تزاحم حقوق را قبول داریم ولی در اختصاص قرعه به باب قضا وجهی وجود ندارد. لذا ما در احتمال دوم وارد نمی‌شویم و آن را بررسی نمی‌کنیم.
به هر حال منظور از مجهول، مشتبه و مشکل در عمومات قرعه یعنی آن چیزی که به واقع آن جهل داریم؛ مشکل به واقع تعلق پیدا کند؛ اشتباه در واقع باشد. در این موارد ایشان می‌گوید که لسان روایات لسان اصل و وظیفه است مانند اصول عملیه. یعنی وقتی واقع برای مجهول و مشتبه وجود داشته باشد، کأنّ دلیل می‌گوید کلّ امرٍ لیسَ واقعه لک معلومٌ ففیه القرعۀ؛ هر امری که واقع برای تو مجهول است فیه القرعۀ. اینکه می‌گوید واقع برای تو معلوم نیست آیا با اماریت سازگار است؟ کلّ امرٍ مشتبهٍ واقعُه ففیه القرعۀ. لذا ایشان تاکید می‌کند که لسان عمومات دقیقا منطبق است با فرض اماره نبودن قرعه نسبت به واقع.
اینکه واقعش برای تو مجهول است، اعم از این است که واقع معینی داشته باشد و یا نداشته و شما نمی‌دانی چه کار باید بکنی، شما نمی‌دانید که حکم واقعی در اینجا چیست. اینکه حکم واقعی را نمی‌دانید تارۀً در جایی است که واقع معینی دارد و أخری در جایی است واقع معینی ندارد. آنجایی که مالی وجود دارد که حقیقتا برای یکی از دو نفر است و ما نمی‌دانیم برای کدام است، اینجا واقع معین دارد و ما با قرعه تعیین می‌کنیم که این مال برای چه کسی باشد.
در جایی که واقع معین ندارد مانند مساهمه اصحاب یونس، آنجا هم نمی‌دانیم حکم به حسب واقع چیست؛ در چنین مواردی اولویت را از طریق قرعه معلوم می‌کنیم.

خلاصه ادله قول دوم
به هر حال سه دلیل امام گفته و ما هم یک دلیل از لا به لای مباحث بیان کردیم بر اینکه قرعه اماره نیست:
اولا: شارع بر ممشایی که عقلا مشی کردند مشی کرده و روش او همان طریق است.
ثانیا: امکان جعل طریقیت و کاشفیت برای قرعه نیست.
ثالثا: اماریت قرعه مبتنی بر این است که حتما واقعی در قرعه تصویر شود تا قرعه اماره بر آن باشد.
رابعا: لسان عمومات قرعه جعل وظیفه و راهی برای خروج از تحیر است.
در اینجا شما به دو نحو می‌توانید اشکال کنید:
1. مانند گروه اول بگویید ظاهر روایات اماریت را می‌رساند.
2. به چهار دلیل اشکال کنید و بگویید این‌ها اصلا دلالتی بر اماره نبودن ندارد.
ما هم پذیرای اشکالات نسبت به این چهار دلیل هستیم و هم نسبت به مقتضای روایات. تقریبا سه روایت را خود امام بررسی کرده که از مهمترین این روایات است و می‌تواند شائبه اماریت داشته باشد را ایشان پاسخ می‌دهد.





حدیث هفته

قال الله تبارک و تعالی 

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ   

هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند  

آیه 169آل عمران



اطلاعیه دروس خارج
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 8   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (نواهی)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



اطلاعیه سایر دروس
قواعد فقهیه (قرعه)

روزهای شنبه و یکشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 31)

روزهای دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار

تنقیح الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة



قاعده تسامح در ادله سنن



فقه و معارف



شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



حکم ؛ حقیقت، اقسام، قلمرو



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام



حکم ظاهری؛ پذیرش یا انکار؟



بررسی نظریه خطابات قانونیه



بررسی نظریه حق الطاعه



مقدمه ای بر ضوابط الرضاع



المناط فی بلوغ الفتاة