صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
یکشنبه  ٠٩/٠١/١٣٩٩




تصاویر برگزیده

حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مجلس بزرگداشت حضرت آیت الله میبدی



نشست صميمانه طلاب جديد الورود استان گلستان به حوزه علميه قم



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم بزرگداشت آیت الله رسولی محلاتی



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در مراسم بزرگداشت سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در اختتامیه نخستین همايش ملي جستارهاي پژوهشي با تاكيد بر بيانيه گام دوم انقلاب



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در اختتامیه چهارمین جشنواره استانی علامه حلی



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم بزرگداشت حضرت آیت الله سید ابوالفضل میرمحمدی(ره)



حضور استاد سیدمجتبی نورمفیدی در نشست سالیانه اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در بیت حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی. قم 1397/07/17



حضور استاد سيد مجتبي نورمفيدي در جلسه ديدار مسئولان نظام با رهبر انقلاب



حضور استاد سیدمجتبی نورمفیدی در نشست سالیانه اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در بیت حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی. قم 1397/07/17



حضور استاد سيد مجتبي نورمفيدي در مناطق سيل زده استان گلستان - فروردین 1398



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در تجلیل از حضرت آیت الله نورمفیدی به عنوان چهره برتر در عرصه تبلیغ و ارتباطات در سی و هفتمین سالگرد رحلت علامه طباطبایی ١٣٩٧



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


تفسیر سال (98 - 99) (سوره بقره)


 


آیه 34 _ احتمالات پنج گانه در امر خداوند به سجده ملائکه و بررسی آنجلسه سی و ششم
آیه 34 _ احتمالات پنج گانه در امر خداوند به سجده ملائکه و بررسی آن
16/11/1398
  احتمالا پنج گانه در امر خداوند به سجده
بعد از بیان مفردات آیه و ارتباط آن با آیات قبل، اکنون باید به تفسیر این آیه پرداخت.
اولین مطلب در این آیه پیرامون امر به سجده و تعظیم و تکریم نسبت به آدم است. بخشی از آن مربوط به امر است که این چه امری است، آیا امر تکوینی است یا تشریعی و سپس درباره خود سجده باید بحث شود که خود سجده از چه نوعی است.

«و إذ قُلنا للمَلائکۀِ اسجُدوا»
درباره امر خداوند به سجده احتمالاتی متصور است:
1. این امر، امری حقیقتی، مولوی وتشریعی است.
2. این امر، امری تکوینی و از قبیل کُن فیکون است.
3. این امر نسبت به ابلیس امری تشریعی است چون ابلیس از جنیان بود و تشریع در حیطه اجنّه اشکالی ندارد، اما در مورد ملائکه تشریعی نیست بلکه تکوینی است. علت اینکه ما می‌گوییم این امر تشریعی است و اینجا هم به این ترتیب بیان شده بخاطر ابلیس است که اصل تمرّد از ناحیه او صورت گرفت.
4. امر نسبت به ملائکه تمثیلی و نسبت به ابلیس تشریعی باشد.
5. امر به سجده یک بیان تمثیلی است و فی الواقع امری در کار نیست و هیچ واقعیت و حقیقتی برای آن وجود ندارد و صرفا بیانی نمادین برای یک حقیقتی است.
به هر حال اجمال این پنج احتمال در این مقام قابل ذکر است.

بررسی احتمال اول
امر مولوی و تشریعی یعنی همانطوری که خداوند متعال به انسان ها امر به اقامه نماز، ایتاء زکات، جهاد، صوم و... می‌کند، به ملائکه هم چنین امری کرده.
پذیرش این احتمال مبتنی بر ان است که ما بپذیریم در عالم ملائکه امر مولوی و تشریعی ممکن است در حالی که چنین چیزی محل اشکال است. عالم فرشتگان، عالم اطاعت محض است و ملائکه هم مطیع محض هستند و تمرّد و عصیان در مورد آن‌ها معنا ندارد. اطاعت و عصیان و به تبع آن بهشت و جهنم مربوط به جایی است که عصمت نباشد. یعنی کسی بتواند گناه کند و گناه هم از او سر بزند. کفر، استکبار، تمرّد در مورد او قابل تصویر باشد. بعلاوه این‌ها همگی فرع تشریع اند. یعنی باید قانونی جعل و بیان شده باشد، آنچه که در این عالم وجود دارد از ارسال رُسُل و انزال کتب و اوامر و نواهی که در قالب دین به انسان ها عرضه می‌شود باید وجود داشته باشد تا موافقت و مخالفت نسبت به آن معنا پیدا کند و به تبع آن وعده ها و وعید ها عملی شود و ثواب و عقاب هم بر موافقت و مخالفت مترتب شود؛ اما در مورد ملائکه هیچکدام قابل تصویر نیست. عالم مجردات، عالم تشریع نیست، ارسال رُسُل و انزال کُتُب و مبلّغان الهی آنطور که در عالم ماده برای انسان ها وجود دارد، نسبت به فرشتگان قابل تصویر نیست.
پس وقتی تشریع نبود، امر تشریعی معنا ندارد. وقتی این‌ها امکان تمرّد و عصیان ندارند، بنابراین دیگر نمی‌توان امر به سجده را در این آیه حمل بر امر مولوی تشریعی کرد.
این اشکالی است که به احتمال اول شده است.

بررسی احتمال دوم
احتمال دوم این است که این امر، امری تکوینی باشد. منظور از امر تکوینی همان ایجاد است و یعنی همان چیزی که خداوند تبارک و تعالی در سوره یس میفرماید: «إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». در اینجا «کُن» چیزی نیست که به صوت یا لفظی گفته شود، بلکه اراده خدا اگر به چیزی تعلق گرفت آن مساوی با ایجاد است؛ ایجاد هم همان تحقق است.
این احتمال اگر منظور باشد، مشکلش این است که تخلّف بردار نیست چون محذور امر تکوینی این است که به هیچ وجه قابل تخلف، تمرّد و عصیان نیست. اگر خداوند سجده ملائکه را اراده کند و منظور از «أُسجدوا» هم این باشد در اینصورت دیگر تمرّد ابلیس معنا ندارد.

بررسی احتمال سوم
احتمال سوم آن است که امر نسبت به ابلیس تشریعی است، اما نسبت به ملائکه تکوینی است؛ یعنی در مسئله تفصیل بدهیم و این هم برای فرار از آن محذوری است که گفته شد (اگر امر نسبت به همه تکوینی باشد محذور پیش می‌آید و اگر هم امر نسبت به همه تشریعی باشد باز هم محذور پیش می‌آید)، لذا سعی شده که در این احتمال بین مخاطبان امر تفکیک شود و در امر هم تفصیل ایجاد شود. یعنی بگوییم که ابلیس از اجنّه است و در میان اجنّه هم تشریع وجود دارد. بر طبق برخی از روایات ارسال رسُل و انزال کتُب برای اجنه، جنّ فاسد و کافر وجود دارد و بر همین اساس ابلیس هم که از اجنّه است، می‌توان نسبت به او امر تشریعی به سجده را تصویر کرد. در اینصورت عصیان او معنا پیدا می‌کند، داشتن تشریع و قانون معنا پیدا می‌کند، تمرّد معنا پیدا می‌کند و لذا محذوراتی که در دو احتمال گذشته بیان شد در اینجا از بین می‌رود.
مشکل این احتمال این است که چنین چیزی خلاف ظاهر آیه است چون ظاهر آیه این است که همه به یک امر مأمور شدند. اگر بخواهیم این احتمال را بپذیریم، در واقع باید بپذیریم که ملائکه مأمور به یک امر بودند، ابلیس هم بوسیله امری جداگانه مأمور به سجده شده در حالی که هیچ دلیل و شاهدی بر این ادعا نداریم. بله عقلا چنین چیزی ممکن است که خداوند دو بار خطاب کند، یکبار به همه ملائکه و بار دیگر به ابلیس، ولی چنین چیزی ادعایی بدون دلیل است و نه تنها شاهدی بر آن نیست، بلکه مخالف ظاهر آیه است چون ظاهر آیه این است که این امری واحد است. پس این احتمال هم قبول نیست.

بررسی احتمال چهارم
احتمال دیگر آن است که امر نسبت به ملائکه نه مولوی تشریعی باشد و نه تکوینی، بلکه صرفا تمثیل باشد ولی امر نسبت به شیطان امری تشریعی باشد. چون گفتیم که ملائکه هم محذور تعلّق تکلیف را دارند و هم محذور عدم حصول عصیان و تمرّد در آن‌ها وجود دارد و هم آن محذوری که نسبت به امر تکوینی به ملائکه گفته شد در اینجا وجود دارد. بنابراین ملائکه مأمور شدند، اما این امری حقیقی نبود و کأنّ بیانی تمثیلی است برای بازگو کردن یک واقعیت و حقیقت که در قالب تمثیل بیان شده، ولی امر به شیطان امری تشریعی و حقیقی است.
این احتمال هم با توجه به آنچه در ردّ احتمال سوم گفتیم مردود است چون اساس این احتمال بر این مبنا استوار است که ما تفکیک بین این دو امر را بپذیریم در حالی که این مخالف ظاهر آیه است. یعنی اینکه بگوییم بخشی از یک امر تشریعی و حقیقی است و بخش دیگری از آن غیر حقیقی، با ظاهر آیه سازگار نیست علاوه بر اینکه امر به معنای تمثیل نسبت به خود ملائکه هم شاید خالی از اشکال باشد.
تا اینجا از احتمالاتی که بیان کردیم هیچکدام قابل قبول نبود.

بررسی احتمال پنجم
احتمال پنجم این است که اساسا بگوییم امر به سجده به طور کلی امر حقیقی نیست، یعنی نه تشریعی است، نه تکوینی است بلکه یک نوع بیان تمثیلی است و ما هم نظیر این بیان تفصیلی را در بسیاری موارد در قرآن داریم. خداوند متعال در قرآن راجع به ضرب الامثال میفرماید: «تلکَ الامثال نضربُها للنّاس لَعَلَّهم یتَفَکّرون». لذا چنین چیزی در قرآن وجود دارد که خداوند متعال بعضی از حقایق را در قالب مَثَل برای مردم بیان کرده، آنهم به این دلیل که آنها را وادار به تفکر کند.
منظور از تمثیل یعنی بیانی نمادین و سَمبلیک؛ طبق این احتمال هیچ امری وجود نداشته. اینکه خداوند آن‌ها را امر به سجده کرده باشد و بعد آن‌ها هم سجده کنند ولی ابلیس إباء کند.همه تمثیلی باشد، به نظر می‌رسد که چنین چیزی قابل پذیرش نیست. چون ظاهر آیه این است که این گفتگو ها بین خداوند و ملائکه صورت گرفته، ما در مورد «و إذ قالَ ربُّکَ للملائکۀ إنّی جاعلٌ فی الارض خلیفۀ» عرض کردیم که چنین چیزی نمی‌تواند صرفا تمثیل باشد هر چند در قران تمثیل زیاد به کار رفته اما در اینجا تمثیل نیست. قهرا این بخش هم نمی‌تواند صرفا تمثیل باشد.
توجه داشته باشید که تمثیل در اینجا یعنی اینکه اصلا دستور و امر به سجده داده نشده و کأنّ یک داستان تخیّلی است و هیچ واقعیتی برای آن قابل تصویر نیست. ما در اینجا نمی‌توانیم بگوییم که خداوند متعال دارد داستان تخیّلی را بیان می‌کند، یعنی اینکه به پیامبر میفرماید به یاد بیاور زمانی را که به پروردگار تو به ملائکه چه فرمود و آن‌ها چه گفتند و خدا دستور به تعلیم اسماء دارد الی آخر... همگی تخیلی باشند، این بعید است.
پس این پنج احتمال هیچ یک صحیح نیست. مخصوصا احتمال اخیر که ممکن است به ذهن بعضی افراد بیاید و برخی هم بر آن تکیه کردند، قابل قبول نیست. اینکه هیچ واقعیتی ورای این گفتگو و داستان وجود ندارد، قابل پذیرش نیست.
حال آیا باید از بین این احتمالات یکی را که محذور کمتری دارد را بپذیریم و یا اینکه احتمال دیگری در اینجا می‌توان تصور کرد این مطلبی است که آن را در جلسه بعد بررسی خواهیم کرد.





حدیث هفته

قال الله تبارک و تعالی 

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ   

هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند  

آیه 169آل عمران



اطلاعیه دروس خارج
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 8   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (نواهی)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



اطلاعیه سایر دروس
قواعد فقهیه (قرعه)

روزهای شنبه و یکشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 31)

روزهای دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار

تنقیح الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة



قاعده تسامح در ادله سنن



فقه و معارف



شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



حکم ؛ حقیقت، اقسام، قلمرو



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام



حکم ظاهری؛ پذیرش یا انکار؟



بررسی نظریه خطابات قانونیه



بررسی نظریه حق الطاعه



مقدمه ای بر ضوابط الرضاع



المناط فی بلوغ الفتاة