صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
دوشنبه  ٣٠/٠٢/١٣٩٨




تصاویر برگزیده

حضور استاد سيد مجتبي نورمفيدي در مناطق سيل زده استان گلستان - فروردین 1398



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در تجلیل از حضرت آیت الله نورمفیدی به عنوان چهره برتر در عرصه تبلیغ و ارتباطات در سی و هفتمین سالگرد رحلت علامه طباطبایی ١٣٩٧



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در نشست طلاب ممتاز استان گلستان مقیم قم



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع طلاب جدیدالورود استان گلستان به حوزه علمیه قم



کرسی درس خارج اصول فقه استاد سید مجتبی نور مفیدی در مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


نهج البلاغه شناسی


 


دو اشکال تاریخی به نهج البلاغه و بررسی آن‎هاجلسه دوم
دو اشکال تاریخی به نهج البلاغه و بررسی آن‎ها
15/02/1398
خلاصه جلسه گذشته
در جلسه گذشته اجمالاً گفته شد قبل از سید رضی نیز برخی خطب و نامه‎های امیرالمومنین جمع‎آوری شده بود. همچنین درباره چگونگی پیدایش نهج البلاغه و کاستی‎های نهج البلاغه مطالبی را عرض کردیم و گفتیم دو کاستی در نهج البلاغه دیده می‎شود:
1.کتاب نهج البلاغه مشتمل بر همه سخنان، خطب، نامه‎ها و کلمات قصار حضرت علی(ع) نیست.  
2.اسناد و مأخذ این کلمات بیان نشده است. 
البته شاید عدم ذکر مآخذ در این سنخ از آثار یک امر معمول بوده است و لذا گفتیم برای جبران این دو کاستی، تلاش‎هایی صورت گرفته که آخرین آن‎ها کتابی است به عنوان تمام نهج البلاغه که هم سایر سخنان حضرت علی(ع)در آن آورده شده و هم اسناد آن‎ها ذکر شده است.

دو اشکال تاریخی به نهج البلاغه
در مورد نهج البلاغه اشکالات یا شبهاتی از قدیم الایام مطرح بوده و کماکان این اشکالات در برخی از کتاب‎ها طرح می‎شود، هرچند ممکن است از جهاتی با هم متفاوت باشند. عمده اشکالات که در واقع در برخی از کتاب‎ها در قرون گذشته ذکر شده، دو مطلب است: 
1.این کتاب مربوط به سید مرتضی است نه سید رضی. 
2.این کتاب نوشته و تألیف خود سید رضی یا سید مرتضی است نه سخنان امیرالمؤمنین(ع). 
این‎ها اساس اشکالات است، می گویند: این کلمات به حضرت علی(ع) نسبت داده شده و این مطالب از حضرت علی(ع) نیست. سپس شواهد متعددی را بر این ادعا بیان کرده‎اند. عمده این شواهد را مرحوم سید هبه الدین شهرستانی در کتاب «ما هو نهج البلاغه» ذکر کرده و به آن‎ها پاسخ داده است. به طور کلی چیزی در حدود ده شهبه مطرح کردند و پاسخ دادند. به غیر از آن در برخی از کتاب‎ها شبهات دیگری مطرح شده که اجمالاً سعی می‎کنیم این شبهات را متعرض شویم و پاسخ دهیم. اما ریشه و اساس این شبهات این است که این سخنان از امیرالمؤمنین(ع) نیست و اشکالات دیگر حکم شاهد و تأیید برای این ادعا است.
1. سخن ابن خلکان: از کسانی که این اشکال را مطرح کرده ابن خلکان است (م681 ه ق)؛ این مورخ مشهور در شرح حال سید مرتضی می‎نویسد: مردم (که شاید اشاره به اهل سنت باشد) درباره کتاب نهج البلاغه که مجموعه‎ای از سخنان امام علی ابن ابی طالب رضی الله عنه است اختلاف نظر دارند که آیا آن را سید مرتضی جمع آوری کرده یا برادرش سید رضی و همچنین گفته‎اند نهج البلاغه از سخنان علی(ع) نیست بلکه کسی آن را جمع آوری کرده و به آن حضرت نسبت داده است. 
این عبارت مشتمل بر همین دو شبهه است، یعنی هم در انتساب نهج البلاغه به حضرت علی(ع) و هم در مورد مؤلف آن خدشه کرده است. البته وجهش دیگر بیان نکرده است.
2. سخن ابن حجر عسقلانی: نظیر همین مطلب را ابن حجر عسقلانی(م 852 ه ق) در لسان المیزان مطرح کرده است. او در مورد سید مرتضی می‎نویسد: او متهم است که نهج البلاغه را ساخته و پرداخته کرده است (اینجا دیگر تردید را کنار گذاشته و کتاب را به سید مرتضی نسبت داده است) سپس در ادامه می‎گوید: هر کسی نهج البلاغه را مطالعه کند یقین پیدا می‎کند که به دروغ آن را به امیرالمؤمنین علی(ع) رضی الله عنه منسوب کرده اند زیرا در این کتاب صریحاً به دو سرور ما ابوبکر و عمر رضی الله عنهما بدگویی شده است. اضافه‎ای که ابن حجر نسبت به ابن خلکان دارد همین است که یک شاهدی بر اینکه این کتاب سخنان حضرت علی(ع) نیست را همین قرار داده است که به دو تن از خلفاء در این کتاب بدگویی شده است.
شاهد دیگر او نیز این است که می‎گوید: به علاوه در این کتاب تناقض و چیزهای رکیک و عباراتی است که از صحابه قریشی و شاگردان ایشان بعید است. این خود دلیل است که به طور قطع اکثر مطالب نهج البلاغه باطل و بیهوده است. 
البته ابن حجر عسقلانی در تندروی و اظهاراتی از این دست شهرت و سابقه دارد. به هر حال شبهاتی که این دو نفر در قرن هفتم و قرن نهم مطرح کردند عمدتاً همین دو شبهه است. 
لذا مجموعاً این دو شبهه یعنی شبهه عدم تألیف نهج البلاغه توسط سید رضی و شبهه عدم صحت انتساب این کتاب کلاً او بعضاً به حضرت علی(ع) مطرح است. زیرا عسقلانی ادعا کرده اکثر مطالب نهج البلاغه باطل و بیهوده است ولی برخی دیگر معتقدند همان بخشی که به نقد خلفاء مربوط می‎شود منسوب به امیرالمؤمنین(ع) است در حالیکه از حضرت علی(ع) نیست و به طور مشخص خطبه شقشقیه را مورد اشکال قرار می‎دهند که این با سلوک علی ابن ابی طالب(ع) سازگار نیست.

بررسی دو اشکال تاریخی به نهج البلاغه
حال این دو ادعا باید در ترازوی نقد و بررسی قرار بگیرد و ببینیم آیا این سخنان واقعاً از حضرت علی(ع) است یا ساخته و پرداخته ذهن سید رضی یا سید مرتضی است.

پاسخ اشکال اول
در اینکه این کتاب تألیف سیدرضی است تردیدی نیست. شاید افراد قلیلی باشند که قائلند این کتاب تألیف سید مرتضی است. از جمله ابن خلکان که اشاره به اختلاف کرده و گفته مردم اختلاف دارند در اینکه این کتاب اثر سید رضی است یا سید مرتضی، ولی کثیری از عالمان اهل سنت و همچنین عالمان شیعه، کتاب‎های تراجم، کتاب‎هایی که شرح حال دانشمندان و مؤلفین و صاحبان اثر را در بین عالمان شیعه بیان کردند تردیدی در اینکه گرد آورنده نهج البلاغه سید رضی است ندارند و از بین علمای اهل سنت نیز افراد بسیاری این عقیده را دارند. 

پاسخ اشکال دوم
شبهه عمده این است که این کتاب ساخته و پرداخته آن‎ها است نه سخنان شخص حضرت علی(ع).
بر اینکه این سخنان از امیرالمؤمنین(ع) است نه سید رضی، چند دلیل و شاهد قوی می‎توانیم بیان کنیم. 

شاهد اول
یکی از مهمترین شواهد اذعان خود سید رضی در مقدمه کتاب است. او شخصی عالم، دانشمند، مورد وثوق، اهل زهد، دیانت بود و هیچ کس در مورد او گزارشی که حاکی از عدم وثاقت او باشد نقل نکرده است. او آن‎قدر مورد اعتماد بود که در برخی از کتاب‎ها نوشته‎اند او دوستی داشت به نام ابو اسحاق صابی که مسلمان نبود ولی اهل ادب و شعر و فن بلاغت بود لذا مراوداتی با سید رضی داشت. او به حدی به سید رضی احترام می‎گذاشت که با اینکه مسلمان نبود به خاطر سید رضی در ماه رمضان روزه می‎گرفت و خود سید رضی نیز با اینکه می‎دانست او مسلمان نیست روابط بسیار حسنه‎ای با ابواسحاق داشت. یعنی هیچ نشانه‎ای از یک تعصب دینی در برابر این عالم غیر مسلمان از خودش نشان نداده است. حال کسی که معروف به تدین، حریت، دین‏داری و وثاقت است در مقدمه کتاب اعتراف و تصریح می‎کند که چه شد که این کتاب را جمع‎آوری و گردآوری کرده است. اگرخاطرتان باشد عبارت ایشان را دیروز خواندم که من در عنفوان جوانی به فکر این افتادم که خصائص ائمه را گردآوری و جمع کنم ولی مشکلات و مصائب نگذاشت که آن را تمام کنم. سپس می فرماید: فصلی و بابی را قرار دادم که کلمات قصار آن حضرت را جمع کردم نه سخنان و خطب طویله و نامه‎ها را؛ زمانی که دوستان این اثر را دیدند مایه شگفتی آن‎ها شد و از من خواستند خطب و نامه‎ها را نیز ضمیمه کنم؛ سید رضی می‎فرماید: «... رأيت كلامه(ع) يدور على أقطاب ثلاثة أولها الخطب‏ و الأوامر و ثانيها الكتب و الرسائل و ثالثها الحكم و المواعظ؛ فأجمعت بتوفيق الله تعالى على الابتداء باختيار محاسن الخطب ثم محاسن الكتب ثم محاسن الحكم و الأدب‏ ...» 
او تصریح می‎کند که چه شد به این وادی کشیده شده که سخنان حضرت را جمع آوری کند. در همین مقدمه چند جا به وضوح می‎توانیم استفاده کنیم که او سخنان حضرت علی(ع) را جمع کرده است. سر انجام هم بیان می‎کند که امیدوارم که این عمل برای من مفید باشد. در واقع کأنه این یک شهادتی از سید رضی است بر اینکه این سخنان، سخنان حضرت علی(ع) است. 
این جا دو بحث باید از هم تفکیک شود، اگر خاطرتان باشد در بحث رجال در مورد اعتبار کتاب‎های اربعه (من لایحضرالفقیه، استبصار، تهذیب و کافی) این  بحث را داشتیم که آیا همه روایات این کتب معتبر است یا خیر؟ اختلاف است که آیا تمامی این روایات معتبر است یا خیر؟ یکی از اموری که مورد استشهاد قرار می‎گرفت، شهادت مؤلفین به اینکه این روایات را از افراد ثقه دریافت کردند. 
این یک بحث است که آیا هر آن‎چه که سید رضی در نهج البلاغه آورده از ثقه اخذ شده به این معنا که برای او انتسابش به حضرت علی(ع) قطعی بوده و تردیدی در این نداشته است یا خیر؟
بحث دوم این است که این مطالب را به عنوان سخنان امیرالمؤنین(ع) جمع آوری کرده و به عنوان مطالب ایشان عرضه می‎کند نه اینکه ساخته و پرداخته ذهن خودش باشد.
مسئله این است که کسی مثل سید رضی در این مقدمه به وضوح این مطالب را به حضرت علی(ع) نسبت می‎دهد و اینکه این سخنان اوست. سید رضی کسی است که در حریت، وثاقت و دیانت او تردیدی نیست. بر این اساس می‎توانیم این مقدمه را به عنوان شهادت یا کالشهادة قلمداد کنیم که این سخنان، سخنان حضرت علی(ع) است. بعد خواهیم گفت که ابن ابی الحدید در پاسخ به همین شبهه که این سخنان حضرت علی(ع) نیست می‎گوید: اگر آن‎هایی که این شبهه را مطرح می‎کنند بخواهند پافشاری کنند همین شبهه در مورد سخنان رسول خدا(ص) و سایر صحابی مطرح می‎شود و ما راهی به غیر از این برای استفاده از کلمات و سنت رسول خدا نداریم.
پس اجمالا مطالبی که خود سید رضی در مقدمه کتاب گفته است گواه روشنی است بر اینکه سخنانی که او نقل کرده است به عنوان سخنان و مطالب و نامه‎های امیرالمؤمین(ع) است نه خودش و اینکه کسی بگوید: سخنان خودش را به نام حضرت علی(ع) مطرح کرده است با مقام شامخ سید رضی که نه فقط در بین دانشمندان و علمای شیعه بلکه در اکثر کتب تاریخ از او به عنوان کسی که شریف، مورد اعتماد و مورد وثوق بوده است، نام برده‎اند. لذا این خودش یک مؤید و شاهد محکمی است بر اینکه سخنان حضرت علی(ع) در این کتاب جمع آوری شده است.

شاهد دوم
شاهد دوم بر این که این سخنان حضرت علی(ع) است این است که قبل از سید رضی کتاب‎های بسیاری مشتمل بر برخی از نامه‎ها، کلمات قصار و خطب امیرالمومنین نوشته شده بود. حداقل 22 کتاب که اثر علمای شیعه و عامه است نام ‎برده شده که قبل از سید رضی نوشته شده بود. یعنی از قرن اول تا اوائل قرن پنجم یعنی سال 406 که سال فوت سید رضی است.
اجمالاً به تعدادی از این کتاب‎ها اشاره می‎کنم که معلوم شود اگر این‎ها ساخته و پرداخته ذهن سید رضی است، چطور قبل از ولادت سید رضی ردپای بسیاری از این مطالب را در کتاب‏های آن‎ها می‎بینیم. 
1. زید بن وهب (م 96 ه ق) که خطبه‎های حضرت علی(ع) را در کتابی به عنوان «خطب امیرالمؤمنین علی المنابر فی الجمع و الاعیاد» جمع آوری کرده است. خطبه های حضرت علی در منبرها در جمعه ها و روزهای عید. این کتاب مربوط به اواخر قرن اول است یعنی چیزی حدود متجاوز از سیصد سال قبل از سید رضی نوشته شده است.
2. نصربن مزاحم مؤلف کتاب صفین که کتابی دارد به عنوان «خطب علی(ع)».
3. اسماعیل بن مهران از محدثین قرن دوم و مؤلف کتاب «خطب امیرالمؤمنین(ع)» به نام خطبه های امیرالمؤمنین(ع) کتاب‎ها می‎نوشتند. بی جهت نبوده که مسعودی می نویسد که من با مردمی مواجه شدم که بیش از چهارصد و هشتاد و اندی از خطبه‎های علی(ع) را حفظ کردند. شهید مطهری می‎گوید:‎ برای من معلوم نیست که آیا منظور این است که آیا از حفظ داشتند یا اینکه این ها را نوشتند یا هر دو، ممکن است از حفظ به معنای از بر کردن بوده یا نوشتن به هر صورت این حاکی از اهتمامی است که به خطبه های آن حضرت داشتند.
4. هشام بن صائب کلبی مورخ و دانشمند معروف (م 206 ه ق) کتابی دارد به نام «خطب علیٍ». 
5. ابومخنف لوط بن یحیی ازدی، محدث قرن دوم هجری که کتابی دارد به عنوان کتاب «خطبةِ الزهرا لامیرالمؤمنین»، یعنی خطبه درخشنده که برای امیرالمؤمنین است.
6. محمد بن عمرو واقدی (م 207 ه ق) که به گفته خود سید رضی بعضی از خطبه‏های نهج البلاغه را از نوشته‎ها و خط این شخص نقل کرده است.
7. ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی محدث و مورخ مشهور (م 273 ه ق) چند کتاب دارد که این کتب مربوط به حضرت علی(ع) است. مثل رسائل علی امیرالمؤمنین، «کلام علی فی شوری»، «الخطب» که خطبه‎های حضرت را جمع کرده است.
8. ابوالحسن علی بن محمد مدائنی (م 215 ه ق) کتابی دارد به عنوان «خطب علیٍ و کتبه علی عماله»، خطبه ها و نامه های حضرت به کارگزارانش.
9. کتاب تحف العقول، نوشته حسن بن علی شعبه حرانی که در واقع مشتمل بر بهترین سخنان و عالی‎ترین کلمات حضرت می‎باشد. 
10. صالح بن ابی حماد ابی الخیر از محدثین قرن سوم و از اصحاب امام حسن عسکری(ع) که نجاشی کتاب خطب علیٍ را به او نسبت داده است. با رجوع به فهرست نجاشی، تعداد زیادی از این کتاب‎ها را می‎توان دید که خطبه‎های حضرت علی(ع) را جمع آوری کردند
11. عبدالعظیم حسنی که مرقدشان در شهر ری است و از اصحاب امام رضا(ع) و از دانشمندان اوائل قرن سه می‎باشند که کتابی دارند مشتمل بر خطبه‎های حضرت علی(ع) که نجاشی آن را به او نسبت داده است.
12. مسعدة بن صدقه از اصحاب امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) است که کتابی دارد بعنوان «خطب امیرالمؤمنین».
13. ابراهیم بن خزاز کوفی از دانشمندان قرن سوم که کتابی دارد به نام «الخطب لامیرالمؤمنین» که نجاشی این را نقل کرده است.
14. ابوعثمان جاحظ (م 225 ه ق) از علمای مشهور عامه که کتابی دارد به عنوان «مأة حکمة من کلمات علیٍ».
15. عبدالعزیز بن یحیی جلودی بصری که در قرن سوم زندگی می‎کرد و به تنهایی ده کتاب درباره سخنان و مطالب حضرت علی(ع) تألیف کرده است.
لذا متجاوز از بیست ودو کتاب در مورد خطبه ها و نامه ها و سخنان و کلمات قصار حضرت علی(ع) نوشته شده است که بعید نیست علاوه بر تشویق دوستان سید رضی، او با مطالعه این کتاب‎ها ایده گرفته که اقدام آن ها را کامل تر کرده باشد لذا با وجود این حجم از کتاب هایی که بخش زیادی از این ها در نهج البلاغه موجود است و خود سید رضی نیز بعضا اشاره کرده که من این مطلب را از کدام کتاب گرفتم؛ باز ادعا شود که بعضی از این خطب و مطالب باطل و بیهوده است و مربوط به حضرت علی(ع) نیست این حرفی است که از روی تعصب و جهل و به یک معنا عناد مطرح شده است.
شواهد دیگری نیز وجود دارد  که باید بیان شوند و عمده این است که بعد از اینکه اصل صحت انتساب به امیرالمؤمنین(ع) اثبات شد، فی الجمله آن نقض ها و ایراداتی که مطرح شده را نیز جواب دهیم.                                          
 




حدیث هفته

امیرالمومنین علی علیه السلام: 

إنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ; فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْم إِلاَّ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ   

اگر حليم و بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار كن (و همانند حليمان عمل كن) زيرا كمتر شده است كسى خود را شبيه قومى كند و سرانجام از آنان نشود.   

نهج البلاغه، حکمت ۲۰۷



دروس خارج98-97
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (ترتب)

زمان: ساعت 10   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



سایر دروس98-97
قواعد فقهیه (تقیه)

روزهای سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 25)

روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار

قاعده تسامح در ادله سنن



فقه و معارف



شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



حکم ؛ حقیقت، اقسام، قلمرو



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام



حکم ظاهری؛ پذیرش یا انکار؟



بررسی نظریه خطابات قانونیه



بررسی نظریه حق الطاعه



مقدمه ای بر ضوابط الرضاع



المناط فی بلوغ الفتاة