صفحه نخست  قرآن کریم   نهج البلاغه  صحیفه سجادیه  ارسال سوال  تماس با ما  
  اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا           
جمعه  ٢٣/٠٩/١٣٩٧




تصاویر برگزیده

حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم تشییع پیکر آيت الله سید جعفر خوانساری- قم - 1397



حضور استاد سید مجتبی نورمفیدی در مراسم بزرگداشت آیت الله سیدجعفر خوانساری(ره) - قم -1397



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در تجلیل از حضرت آیت الله نورمفیدی به عنوان چهره برتر در عرصه تبلیغ و ارتباطات در سی و هفتمین سالگرد رحلت علامه طباطبایی ١٣٩٧



حضور استاد سید مجتبی نور مفیدی در نشست طلاب ممتاز استان گلستان مقیم قم



استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع طلاب ممتاز استان گلستان



کرسی درس خارج اصول فقه استاد سید مجتبی نور مفیدی در مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی



استاد سید مجتبی نور مفیدی در جمع شاگردان (مدرسه حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی)



پیوندها

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله نورمفیدی



پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی میرداماد گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه الزهرا (س) گرگان



پایگاه اطلاع رسانی مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام)



پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه امام خمینی(ره) گرگان



گفتار

آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر



غیبت و حیرت



چندرسانه ای

نرم افزار خارج فقه



نرم افزار خارج اصول



اوقات شرعی


خارج فقه 97-98(سال نهم)


 


مسأله 11- وطی زوجة دبراً- بررسی روایات- طائفه دوم: روایات مانعهجلسه سی و دوم
مسأله 11- وطی زوجة دبراً- بررسی روایات- طائفه دوم: روایات مانعه
11/09/1397
  خلاصه جلسه گذشته
بحث در روایات مانعه بود؛ عرض شد برخی از روایات دلالت بر منع وطی المراة دبراً دارد. چهار روایت را در جلسه قبل مورد بررسی قرار دادیم؛ چهار روایت دیگر باقی مانده که اینها را نیز بررسی می‎کنیم تا به جمع بین روایات مجوزه و روایات مانعه برسیم. 

ادامه بررسی روایات مانعه
روایت پنجم: روایت ابی بصیر از امام صادق(ع) است. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ‏ الرَّجُلِ‏ يَأْتِي‏ أَهْلَهُ‏ فِي‏ دُبُرِهَا فَكَرِهَ ذَلِكَ وَ قَالَ(ع): وَ إِيَّاكُمْ وَ مَحَاشَّ النِّسَاءِ وَ قَالَ(ع): إِنَّمَا مَعْنَى‏ «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ‏» أَيَّ سَاعَةٍ شِئْتُمْ».  ابی بصیر می‎گوید از امام صادق(ع) درباره مردی سؤال کردم که اتیان به دبر زوجه‎اش دارد. امام(ع) به این عمل روی خوش نشان ندادند و فرمود: از ادبار النساء بپرهیزید؛ بعد فرمود: معنای آیه «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ» این است که أیّ ساعة شئتم، نه أیّ مکان شئتم. اینکه خداوند در قرآن فرموده زنان کشتزارهای شما هستند، پس می‎توانید به کشتزارها وارد شوید أنّی شئتم؛ یعنی هر زمانی که خواستید و نه اینکه مِن أی موضعٍ شئتم، تا شما گمان کنید که اجازه وطی در دبر داده شده است.
این روایت ظهور و بلکه صراحت در منع دارد. سند این روایت، سند خوبی است. 
روایت ششم: روایت زین ابن ثابت است. «عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَ تُؤْتَى النِّسَاءُ فِي‏ أَدْبَارِهِنَ»، آیا اتیان به ادبار نساء می‎شود یا نه؟ به عبارت دیگر، آیا می‎توان به نساء از ادبار مواقعه و جماع کرد یا نه؟‏ «فَقَالَ(ع) سَفَلْتَ سَفَلَ اللَّهُ بِكَ أَ مَا سَمِعْتَ يَقُولُ اللَّهُ‏ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ‏».  امام(ع) در پاسخ به این سؤال فرمود: خودت را پست قرار دادی و تنزل کردی! و خدا تو را این چنین قرار داد. آیا نشنیده‎ای که خداوند تبارک و تعالی از این فحشا نهی کرده و فرموده آیا شما به عمل زشتی روی می‎آورید که قبل از شما هیچ کس به این عمل مبادرت نکرده است؟
بررسی روایت ششم: این روایت صرف از نظر مشکلی که بعضاً نسبت به سند آن مطرح می‎شود، از نظر دلالت نیز مشکل دارد و چون سؤال از اتیان فی ادبار النساء است؛ سائل خیلی روشن و صریح از مواقعه با نساء فی الادبار پرسیده است. اما جواب با آیه «أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ...» است؛ این آیه درباره قوم لوط است. نهی این آیه و مذمتی که در این آیه از عاملین این عمل شده است مربوط به اتیان فی دبر الرجال است، یعنی مشکلی که قوم لوط به آن مبتلا بودند. اینکه سؤال از اتیان فی ادبار النساء است اما پاسخ با استناد به این آیه بیان شده، دلالت این روایت را مخدوش می‎کند. درست است امام(ع) در ابتدا فرموده «سَفَلْتَ سَفَلَ اللَّهُ بِكَ» که این بیان امام(ع) ظهور در منع دارد و اینکه مورد رضایت نیست، اما استناد به این آیه مقداری عجیب است؛ کأنّ آنچه از دید این روایت مشکل بوده، مشکل اتیان فی الدبر بوده و نه اتیان بالرجال. لذا به نظر می‎رسد این روایت قابل استدلال برای منع نیست. علاوه بر این، همان طور که عرض شد روایت ضعف سندی هم دارد. 
روایت هفتم: روایت فتح بن یزید جرجانی است. «عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ الْجُرْجَانِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا(ع) فِي‏ مِثْلِهِ‏ فَوَرَدَ الْجَوَابُ‏». «مثله» همین سؤال و جوابی است که نقل شد. «سَأَلْتَ عَمَّنْ أَتَى جَارِيَةً فِي دُبُرِهَا وَ الْمَرْأَةُ لُعْبَةٌ فَلَا تُؤْذَى وَ هِيَ حَرْثٌ كَمَا قَالَ اللَّهُ».  فتح بن یزید می‎گوید: من به امام رضا(ع) نامه نوشتم و نظیر همین سؤال را پرسیدم و جواب دادند. من درباره کسی پرسیدم که به جاریه‎اش دبراً اتیان می‎کند. جواب امام(ع) این بود: زن وسیله تفریح، آرامش، رفاه و نشاط مرد است؛ پس نباید اذیت نشود، در حالی که این کشتزار شماست. 
اینکه می‎گوید «و هی حرثٌ» نظیر این استدلال را قبلاً در آیات داشتیم؛ برخی به این آیه برای منع استناد کرده‎اند و می‎گویند اینکه آیه می‎فرماید کشتزار است، یعنی مثل زمینی که در آن بذر می‎پاشند و محصول می‎دهد، زن نیز چنین وضعیتی دارد. اگر این تعبیر درباره زن درست باشد، باید آن حیث فرزندآوری مدّنظر باشد؛ فرزند نیز از محل فرج حاصل و خارج می‎شود. پس وقتی می‎گوید زن کشتزار است، یعنی خصوصیت کاشتن بذر و استحصال، در زن اصل است و این خصوصیت از دبر حاصل نمی‎شود. به علاوه، اینکه از ایذاء مرأة نهی کرده‎اند، کأنّ این عمل را مصداق را ایذاء دانسته‎اند؛ این کاری است که موجب اذیت زن می‎شود. لذا نهی کرده‎اند و از آن حرمت استفاده می‎شود.
بررسی روایت هفتم: این روایت، مثل روایت چهارم که در جلسه قبل بررسی شد، چه بسا در مقام یک توصیه و ارشاد اخلاقی است مبنی بر اینکه مرد باید مراعات حال زن را کند؛ کاری نکند که موجب اذیت و آزار او شود. لذا اگر این احتمال داده شود ـ که خیلی بعید هم نیست - می‎توان در دلالت این روایت بر منع، اشکال کرد. به علاوه، این روایت از نظر سندی روایت محکمی نیست. 
روایت هشتم: روایت معمر بن خلاد است. «عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ(ع) أَيَّ شَيْ‏ءٍ يَقُولُونَ‏ فِي‏ إِتْيَانِ‏ النِّسَاءِ فِي أَعْجَازِهِنَّ». امام(ع) از من این سؤال را پرسید که اینها درباره اتیان به دبر نساء چه می‎گویند؟ در جلسه قبل عرض شد که أعجاز جمع عَجُز به معنای مؤخره و دنباله است که به دبر اطلاق شده است. «قُلْتُ إِنَّهُ بَلَغَنِي أَنَّ أَهْلَ الْمَدِينَةِ لَا يَرَوْنَ بِهِ بَأْساً»، معمر بن خلاد می‎گوید به امام(ع) عرض کردم: من شنیده‎ام که اهل مدینه اشکالی در این کار نمی‎بینند. اهل مدینه اشاره به مالک است که فقیه اهل مدینه بود.او که از ائمه اربعه اهل‎سنت است، اشکالی در این کار نمی‎بیند و اتباع و پیروان او به این امر قائل‎اند. «فَقَالَ إِنَّ الْيَهُودَ كَانَتْ تَقُولُ إِذَا أَتَى الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ مِن خَلْفِهَا خَرَجَ وَلَدُهُ أَحْوَلَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم‏ مِنْ خَلْفٍ أو قُدَّامٍ خِلَافاً لِقَوْلِ الْيَهُودِ وَ لَمْ يَعْنِ فِي أَدْبَارِهِن‏».  معمر بن خلاد می‎گوید: بعد از اینکه به امام(ع) عرض کردم که اهل مدینه اشکالی در این کار نمی‎بینند، حضرت فرمود: یهود اینطور می‎گفتند که اگر مردی با زنش از پشت جماع کند و فرزندی متولد شود، احول و دوبین خواهد شد؛ یعنی در فرزندی که بر اثر مواقعه از پشت به دنیا بیاید، یک نقصی وجود خواهد داشت. آن وقت خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل کرد: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم»، زنان شما کشتزارهای شما هستند؛ پس هر طور که می‎خواهید اتیان کنید، از پشت یا جلو. منتهی «مِن خلفهنّ» به معنای «مِن ادبارهنّ» نیست؛ در هر دو صورت فرض این است که اتیان بالنساء فی الفروج است، اما گاهی این اتیان مِن الخلف است و گاهی مِن القدام است. امام(ع) می‎فرماید: آیه‎ای که خداوند نازل کرده، اصلاً ارتباطی به ادبار ندارد. اینکه آیه فرموده «فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم» یعنی من الخلف او من القدام. 
در جلساتی که این آیه بررسی می‎شد، عرض شد که این اشاره به جهت دارد و دالّ بر جواز وطی المرأة دبراً نیست. چون آیه مورد استناد قائلین به جواز وطی المرأة دبراً قرار گرفته بود. آنجا عرض کردیم که به حسب برخی روایات که «أنی» یا زمانی است یا مشیر به جهت است. در حالی که اعتقاد یهود این بود که اتیان بالنساء دبراً چنین مشکلی را ایجاد می‎کند. 
سؤال: 
استاد: امام(ع) در واقع با این بیان، رأی اهل مدینه را انکار می‎کند؛ یعنی تخطئه می‎کند که اهل مدینه و فقیه آنها قائل به جواز بوده‎اند. آنها برای جواز استناد به این آیه کرده‌‎اند؛ یعنی مالک معتقد به جواز وطی المرأة دبراً بود و دلیلش را این آیه قرار داده بود؛ می‎گفت به دلیل آیه «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم» من فتوا به جواز می‎دهم. امام(ع) در مقام ردّ مالک و اهل مدینه می‎فرماید این آیه اصلاً دلالت بر جواز ندارد؛ چون در این آیه خداوند از «أنی شئتم» ادبار را اراده نکرده است؛ منظور خداوند از «أنی شئتم» این نبوده که مِن الفرج أو الدبر، تا چنین استفاده‎ای شود، بلکه منظور از نزول این آیه، ردّ عقیده یهود بود. آنها معتقد بودند که اگر اتیان به نساء مِن الخلف [نه دبر] واقع شود، فرزندی که متولد می‎شود احول است. 
پس تقریب استدلال به این روایت این شد که کأنّ امام(ع) با این بیان و نقل اعتقاد یهود و بیان وجه نزول این آیه که در مقام ردّ اعتقاد یهود بوده، عقیده اهل مدینه را تخطئه می‎کند و می‎فرماید چرا اینها قائل به جواز شده‎اند؟ لذا از این روایت استفاده منع کرده‎اند.
سؤال:
استاد: امام این را رد نمی‎کند؛ اینجا دو مسأله وجود دارد: یکی وطی المرأة دبراً و یکی وطی مرأة فی فرجها مِن خلفها. امام(ع) در واقع می‎خواهد بگوید این آیه بیان می‎کند که اتیان بالنساء مِن الخلف أو القدام اشکالی ندارد. اینجا باید نسبت این روایت را با روایاتی که از وطی المرأة مِن خلفها منع کرده، بسنجیم. آن روایات ظهور در منع دارد و اینجا امام(ع) می‎فرماید وطی المرأة مِن خلفها بر طبق این آیه اشکالی ندارد. پس یک مسأله این است که امام(ع) در این روایت می‎خواهد بگوید که این آیه رداً علی الیهود نازل شده است؛ عقیده یهود این بود که وطی فرج المرأة مِن الخلف لایجوز. اما این آیه می‎گوید وطی المرأة فی فرجها مِن الخلف یجوز. امام(ع) می‎خواهد بفرماید این هیچ ربطی به وطی المرأة دبراً ندارد. یعنی در حقیقت با این بیان می‎خواهد مالک و اهل مدینه را تخطئه کند؛ چون آنها به استناد این آیه فتوا به جواز وطی المرأة دبراً داده‎اند.
سؤال:
استاد: تقریب استدلال به این روایت در مانحن فیه چیست؟ برخی این روایت را به عنوان روایت دال بر منع وطی المرأة دبراً آورده‎اند؛ می‎گویند چون امام(ع) در مقام تخطئه مالک به عنوان فقیه اهل مدینه، پایه استدلال آنها را خراب کرد. مالک و اهل مدینه قائل به جواز بودند و به این آیه استناد می‎کردند. امام(ع) فرمود آنها آیه را غلط معنا می‎کنند؛ منظور این آیه از «أنی شئتم» اینطور نیست که أی مکانٍ شئتم، مِن الدبر أو الفرج. منظور از «أنی» جهت است؛ یعنی مِن أی جهةٍ شئتم، یعنی مِن الخلف أو مِن القدام؛ شئتم اتیان مِن فرج را. این اصلاً نظر به اتیان فی الدبر ندارد؛ اینها آیه را بد فهمیده‎اند. آیه می‎خواهد بگوید اتیان بالنساء فی الفرج، فرق نمی‎کند که مِن القدام باشد [از جهت جلو] یا مِن الخلف باشد [از جهت پشت]. این هیچ ربطی به مسأله اتیان فی الدبر ندارد. 
شما می‎فرمایید این بیان امام(ع) با آن روایاتی که منع کرده، چه نسبتی دارند؟ می‎توان اینطور گفت که این روایات اصل جواز را بیان می‎کند و آن روایات مانعه حمل بر کراهت می‎شود. یعنی جمع بین روایتی که دال بر جواز اتیان بالمرأة فی فرجها مِن الخلف است، با روایاتی که منع از اتیان المرأة فی فرجها من الخلف می‎کند، این است که این روایت دال بر جواز است و اصل جواز را بیان می‎کند؛ آن روایتی که منع کرده حمل بر کراهت می‎شود.
سؤال:
استاد: خدشه‎ای وارد نکردیم؛ اجمالاً تقریب استدلال به این روایت بر منع را بیان کردیم که این اجمالاً ظهور در منع دارد. چون در مقام تخطئه مالک است؛ مالک فتوا به جواز داده و به این آیه استناد کرده است. امام(ع) می‎گوید که دلیل او نادرست است.
سؤال:
استاد: امام(ع) در واقع دارد این آیه را توضیح می‎دهد؛ امام(ع) از معمر بن خلاد سؤال کرد که نظر اهل مدینه چیست؟ او پاسخ داد که می‎گویند که وطی المرأة دبراً جائز. امام(ع) کأنّ می‎دانستند به چه دلیل آنها چنین فتوایی داده‎اند و مستند فتوای آنها این آیه است. اشکال می‎کند که چطور اینها قائل به جواز شده‎اند؟ دلیل آنها که آیه است، اصلاً ارتباطی به مسأله دبر ندارد. چطور از این آیه استفاده جواز کرده‎اند؟ می‎گوید این آیه برای این نازل شد که یهود فکر می‎کردند که اتیان النساء مِن الخلف فی فرجها اشکال دارد و نباید انجام شود. آیه می‎گوید چه مِن الخلف و چه من القدام باشد، اتیان فی الفرج جائز. 
تقریباً ده روایت بیان کردیم که دال بر جواز است. هشت روایت نقل کردیم که برخی از آنها قطعاً دال بر منع هستند. دو سری از روایات از ائمه به ما رسیده است. مهم‎ترین بخش اجتهاد جمع بین این متعارضات است. اینجا راه‎هایی برای جمع بین این روایات ارائه شده که باید این راه‎ها را مورد بررسی قرار دهیم. 






حدیث هفته

پيامبر خدا (صلّى الله عليه و آله) 

مَن رَدَّ عَن عِرْضِ أخِیهِ المُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ اَلْبَتَّةَ.   

هرکس آبروی برادر مسلمانش را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.  

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 14



دروس خارج98-97
خارج فقه (کتاب النکاح)

زمان: ساعت 8   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  


خارج اصول (ترتب)

زمان: ساعت 9   

مكان: مدرس 27 مدرسه آيت الله العظمی گلپايگاني (ره)  



سایر دروس98-97
قواعد فقهیه (تقیه)

روزهای سه شنبه، چهارشنبه 

مکان: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)  


تفسير (سوره بقره از آیه 25)

روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه 

مکان: خیابان صفائیه، کوچه 19، سمت چپ، فرعی اول، پلاک 32، موسسه دار المعرفة   



آثار







مقدمه ای بر ضوابط الرضاع






شفاعت اهل بيت (عليهم السلام) حقيقت و قلمرو



ضرورت توسل به اهل بیت



منزلت و امامت اهل بیت علیهم السلام



بررسی فقهی بلوغ دختران



کتاب حکم



اصول اخلاقی قیام امام حسین علیه السلام